مقدمه

مقدمه ای بر وبلاگ ذاکر110

 

يکي ازجلوه هاي روشن محبت وپيوند مردم ايران اسلامي با اهل بيت پيامبراسلام (ص)برپايي آيين هاي مذهبي،  مجالس مداحي ونوحه خواني است.

مداحي يک هنرمذهبي است که درفرهنگ شيعه جايگاه والا ومخاطبان فراواني دارد. شعرهاي مداحي اگرازمحتواي عا لي وشيوايي ادبي برخوردارباشد بسيار تاثيرگذاروفرهنگ ساز است،

اما این هنر علاوه بر داشتن احساس و اخلاص نیاز به یک سری مهارتها و تمرینها و همچنین استعداد صدا و پرورش آن دارد . برآن شدیم با تکیه بر الطاف بی کران الهی و مدد اهل بیت آنچه را که می دانیم به روش خاصی بیان کنیم تا فقط و فقط دین خود را ادا کرده و ذخیره آخرتمان گردد. استفاده از این پایگاه با ذکر یک صلوات و ذکر منبع بلامانع می باشد.

نکته دیگر اینکه بابت اطلاعات دسته بندی شده از نوشته های این حقیر مرتضی حبیبی،استاد هادی منش ،استاد حاج رضایی،استاد کریمی، استاد فراهانی و دیگر اساتید است که اگر در ذیل مطالب به آنان اشاره نشده برای شلوغ نشدن مطلب و پاورقی هاست که از همین جا از همگیشان تشکر میکنم.

خیلی خوشحال میشیم اگر انتقاد ، تشویق  یا راهکاری میدونید ما رو کمک کنید،

منتظر نظرات شما مادحین و عاشقین اهل بیت هستیم.

09013653085 در تلگرام

ایمیل : mo_amir1389@yahoo.com

www.zaker110.ir

www.zaker110.blogfa.com

 کانال تلگرام amoozeshe_zekre_eshgh@

عکسی از کانال آموزش ذکر عشق

اینستاگرام  instagram/mortezahabibi110

راه اندازی

وبلاگ در حال راه اندازی و بارگزاری مطالب می باشد

سوالات مداحی1

مداحی چیست ، مداح کدام است؟

 

در معنای لغوی، مداحی یعنی مدح کسی را گفتن. لکن در زمینه ی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) که خاصه امروز، مداحی به مدح این خانواده اطلاق می شود، ابواب گوناگونی را ایجاد کرده است. در واقع آن هدفی که از این کار، مد نظر اهل بیت (علیهم السلام) بود، بوجود آورنده ی این انواع بود.

 

ادامه نوشته

سوالات مداحی2

فلسفه عزاداری چیست؟

 

عزاداري آئینی است که نشان دهنده حالات درونی و رفتاري است که فرد در اثر از دست دادن شی ء گرانمایه اي از خود نشان می دهد و ریشه در فرهنگ هر قوم دارد و از ایدئولوژي آنها نسبت به زندگی ، مرگ و . . . سرچشمه می گیرد .

از روزي که بشر خلق گردیده و با پدیده مرگ و حوادث ناگوار روبرو شده ، با این واژه نیز آشنا گردیده است . چرا که انسان از هر چیزي که با هستی خود در تضاد ببیند ناسازگار بوده و از نابودي گریزان است اما چون در برابر این پدیده ، قدرتی ندارد ، با از دست دادن عزیزان خود ، به گریه و عزاداري پناه می برد تا این اندوه را بدین وسیله بر خود هموار سازد.

 

 

ادامه نوشته

اصول و فنون مداحی11

فن روضه خوانی4

 

 

اقسام روضه از جنبه تناسب مجلس و مستمع

با توجه به اينکه بايد روضه به تناسب مجلس و مستمع انتخاب شود بهتر است تفکيکي بين اقسام روضه قائل شويم تا مشخص شود كه چه روضه­اي را در چه مكاني و چه زماني، براي چه كساني و با چه بياني بايد خواند.

 تقسيم بندي کلي

در يک تقسيم بندي کلي روضه به دو قسم تقسيم مي شود: 

1  احساسي            2  سخت و سنگين.

 

روضه احساسي

روضه­اي است كه از جهت لفظ و محتوا بيشتر با احساسات و عواطف سرو كار دارد و در آن سخن از عشق و سوز و فراق است و سخناني كه بين عناصر روضه رد و بدل مي­شود، سخناني احساسي است.

 

در اين نوع روضه از مطالبي چون: سيلي زدن، پهلو شكستن، زمين خوردن، سر از بدن جدا شدن، پاره پاره شدن بدن و از اين قبيل سخني در ميان نيست، بلكه مطالبي چون: تنها شدن، غريب ماندن، اشك فراق ، وداع و سخنان عاشقانه به كار مي­رود.

 

  نمونه 1

 

روضه حضرت علي اكبر(ع)

 

علي اكبر از پدر اجازه ميدان گرفت. (شيخ جعفر شوشتري مي­گويد امام بر خلاف آنكه براي اجازه دادن به اصحاب قدري معطل مي­كرد، به علي اكبر بلافاصله اجازه ميدان داد) پس امام نگاه مأيوسانه اي به او كرد و چشمان خود را به زير انداخت و اشك ريخت و سپس فرمود:

 

« بارالها گواه باش جواني كه در صورت و سيرت و گفتار شبيه ترين مردم به پيامبر بود به جنگ اين مردم رفت. که هرگاه به ديدن پيامبرت مشتاق مي­شديم به اين جوان نگاه مي­كرديم.»

 

سپس به فرياد بلند صدا زد: « اي پسر سعد، خدا نسل تو را قطع كند كه نسل مرا قطع كردي.»

 

پس از شهادت علي اكبر (ع) امام آمد تا به بالينش نشست، صورت به صورت علي گذاشت و فرمود: «خدا بكشد گروهي كه تو را كشتند بعد تو خاك بر سر دنيا باد.»

 

«لَقَدِ اسْتَرَحْتَ مِنْ هَمِّ الدُّنْيَا وَ غَمِّهَا وَ بَقِيَ اَبُوكَ فَريِداً وَحيداً»

 

علي جان، از غم و غصه دنيا راحت شدي ولي پدرت را تنها گذاشتي .

 

 

 

نمونه 2

 

روضه وداع

 

امام حسين (ع) نگاهي به قتلگاه كرد و پيكر ياران و اهل بيت خود را به روي خاك ديد. در اين حالت صدا زد: «يا سكينه، يا فاطمه، يا زينب و يا ام كلثوم، آخرين سلام من بر شما باد، اكنون آخرين ديدار من با شماست.»

 

امام شروع كرد به گريه كردن، زينب عرض كرد: چرا گريه مي­كني امام فرمود: چگونه گريه نكنم با اينكه به زودي شما را به صورت اسير در ميان دشمنان حركت مي­دهند، گريه­ام براي خودم نيست بلكه براي اسارت شماست.

 

بانوان حرم باشنيدن اين سخن امام صدابه گريه بلندكردندوفرياد مي­زدند:

 

«اَلْوِدَاع اَلْوِدَاع اَلْفِرَاق اَلْفِرَاق»

 

دراين هنگام سكينه نزدپدرآمدوصدازد: «اي پدرآياتسليم مرگ شده­اي؟ بعداز تو به چه كسي پناه ببريم؟»

 

امام حسين(ع) به او فرمود: «اي نور چشم من، چگونه كسي كه يار و ياوري ندارد، تسليم مرگ نشود؟»

 

سكينه گفت: ما را به حرم جدمان برگردان.امام فرمود:

 

«لَوْ تُرِكَ الْقَطَا لَغَفَا وَ نَام»

 

اگر پرنده قطا را بگذارند در جايگاه خود قرار مي­گيرد و آرام مي­شود و استراحت مي­كند.

 

سكينه گريه كرد. امام حسين (ع) سكينه را به سينه­اش چسباند و اشك چشمان او را پاك كرد و اين اشعار را خواند.

 

لاتُحْرِقيِ قِلْبيِ بِدَمْعِكِ حَسْرَةً       مَا دَامَ مِنيِّ الرُّوحُ فيِ جُثْمَانِي

 

«سكينه جانم، تا جان در بدن دارم دل مرا با افسوس به سرشك خود مسوزان »

 

هلال بن نافع مي­گويد: «در ميان دو صف لشگر ايستاده بودم، ديدم كودكي از حرم امام حسين (ع) بيرون آمد، امام به سوي ميدان مي­آمد. كودك با گامي لرزان، دوان دوان خود را به امام رسانيد، دامن آن حضرت را گرفت و گفت:

 

«يَا اَبَه! اُنْظُرْ اِلَيَّ فَاِنِّي عَطْشَان»

 

اي پدر به من بنگر و ببين تشنه­ام

 

اين تقاضاي جگر سوز از آن كودك شيرين زبان مانند نمكي بود كه بر زخم­هاي قلب امام پاشيده شد، به طوري كه اشك از ديدگان امام جاري شد و فرمود: دخترم مي­دانم كه تشنه­اي، خداوند تو را سيراب كند که او وكيل و پناه من است.

 

هلال مي­گويد: پرسيدم اين دختر چه كسي بود؟ گفتند: او رقيه دختر سه ساله امام حسين (ع) است.»

 

چنانچه که ملاحظه نموديد در اين دو نمونه محتواي مطروحه با احساسات سر و کار دارد و سخني از روضه هاي سنگين و واژه هاي مرتبط با آن نيست.

 

 

2 ـ روضه سخت و سنگين

 

روضه­اي است كه در آن از مصائب بسيار سخت و سنگين اهل بيت سخن گفته مي­شود. روضه­هايي است كه بر جان گران مي­آيد و بر دل سنگيني مي­كند و تار و پود وجود را به آتش مي­كشد. در اين نوع روضه، سخن از صورت نيلي و بازوي نيلوفري و سر بريده و تير سه شعبه و فرق دو تا و ... است.

 

 

 

 نمونه

 

 روضه لقاي خونين امام حسين (ع)

 

امام حسين(ع) سه ساعت با صورت خونين روي زمين در خون خود غوطه ور بود و مي­گفت:

 

 

 

«صَبْراً عَليَ قَضَائِكَ يَا رَبِّ لا اِلهَ سِوَاكَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغيِثيِن»

 

صبر بر قضاي تو مي­كنم، هيچ خدايي غير از تو نيست اي دادرس دادخواهان.

 

 

 

چهل نفر قصد كردند سر از بدن امام جدا كنند اما نتوانستند. تا اين كه شمر روي سينه مبارك حضرت نشست.

 

امام فرمود: واي بر تو، از جاي مهمي بالا رفتي؛ جايي كه پيغمبر بسيار بوسيده است.

 

شمر گفت: اي پسر ابوتراب! تو مي­پنداري كه پدرت سر حوض كوثر هر كه را دوست داشته باشد سيراب مي­كند، پس كمي صبر كن تا پدرت تو را سيراب كند.

 

سپس حضرت را به رو خوابانيد و رگهاي شريفش را با شمشير قطع كرد. هر عضوي كه قطع مي­شد حضرت صدا مي­زد: وا محمداه، واعلياه، واحسناه؛ واغربتاه؛ جهان به لرزه آمد.

 

بعد از اينكه سر مبارك حضرت را جدا كرد آن را بر نيزه­اي بلند زد و لشگريان سه مرتبه تكبير گفتند و زلزله در زمين افتاد.

 

 

اصول و فنون مداحی10

فن روضه خوانی3

 

منظور از زمزمه در روضه چیست؟

(زمزمه ) در اصل تکرار زیر لب کلماتى است که در حین روضه براى همنوائى بین مستمعین صورت مى گیرد. مثلاً وقتى مدتى روضه خوانده شد مستمع میل دارد نام نامى حسین علیه السّلام را زمزمه کند که در بعضى مواقع ، مداح براى شور افکندن در مجلس ، او را دعوت به این کار مى نماید. مثلاً روضه را خوانده و حالا براى همه گیر شدن ناله ها به مستمع مى گوید:( ناله بزن حسین !). این اصل زمزمه است اما پویائى در سبک هاى روضه خوانى باعث شده تا زمزمه حالتى کلاسیک تر به خود بگیرد تا جائى که براى این کار، شعرى مجزا در یک سبک خاص خوانده مى شود. در واقع زمزمه ، قسمتى از روضه خوانى به شمار مى رود و فن قوى و خوبى در رسیدن به هدف محسوب مى شود.
زمزمه ها به چند دسته تقسیم مى شوند:
1- زمزمه هائى که از شور و هیجان ناشى از شنیدن اوج روضه و فرود مداح صورت مى گیرد و به صورت خودجوش در بین مستمعین مى باشد و در واقع مستمعینى که داراى سابقه و تجربه زیادى در مجلس نشینى هستند، به خوبى جاى این زمزمه را مى دانند و با این کار، بقیه را نیز تشویق به همکارى مى نمایند. همان طورى که گفته شد این نوع زمزمه بدون هیچ گونه پیچیدگى و بوده و معمولاً ذکر (حسین جان ) مى باشد.
2- زمزمه هائى که همان شور و هیجان فوق را دارد و باز بدون هیچ گونه پیچیدگى ، به صورت یک کلمه اى اجرا مى گردد با این تفاوت که مداح ، هم نقشى در آن دارد و مانند حالت قبل ، همه آن بر عهده مستمع نیست مثلاً بعد از مقدارى روضه ، براى مخاطب قرار دادن وجود مقدس حضرت ، مستمع ، کلماتى را مى گوید و آن را بدون هیچ سختى ، همان طورى که از دل برمى آید، پاسخ مى دهد. مثلاً:
غریب (حسین )، مظلوم (حسین )، بى کس (حسین )، عطشان (حسین )،... و مستمع فقط آهنگ صداى خود را شبیه آهنگ صداى مداح مى کند و هیچ سبک و سیاقى دیگرى هم در کار نیست .
3- زمزمه هائى که داراى یک شعر و یک سبک مستقل هستند و مداح در آن نقش بیشترى ایفا مى کند که این نوع زمزمه ، امروزه بیشتر در عزادارى ها به چشم مى خورد، به این ترتیب که یک قسمت از آن را مداح بعنوان (دَم ) استفاده کرده و از مستمع جواب مى گیرد و بقیه را خود مى خواند و در پایان هر بندى ، جواب از مستمع مى خواهد. از زمزمه هاى بسیار سوزناک و معروف

اصول و فنون مداحی9

فن روضه خوانی2

 

نکات قابل ذکر در اقسام و انواع روضه

  1. روضه­ ها معمولا تلفيقي از اين انواع هستند و گاهي يكي از انواع در روضه ظهور بيشتري دارد.
  2. روضه سخت و سنگين و آتشين را در جايي بخوانيد كه حق مطلب ادا شود و اصطلاحا مستمع اهل سوز و حال و اشك باشد و حال مجلس به درجه­اي رسيده باشد كه آمادگي درك و اثر پذيري آن را داشته باشد.
  3. روضه احساسي را تقريبا همه جا مي­شود خواند، زيرا اگر اشكي هم برايش ريخته نشود و ناله­ اي هم نباشد مطلب لوث نمي­شود. لذا توصيه مي­كنيم ذاكريني كه در ابتداي راه هستند از اين نوع روضه بيشتر استفاده كنند.
  4. انواع ديگر روضه معمولا زير مجموعه­اي از روضه­ هاي سخت و احساسي مي­باشند، لذا با توجه به اينكه در كدام دايره قرار بگيرند، حكم آن مورد به انواع ديگر جاري مي­شود.
  5. روضه­ هاي تحقيقي و تحليلي را در اماكني بخوانيد كه مستمعين آن مجلس اهل فن و يا اهل علم باشند و معمولا اينگونه روضه ها در مجالس عاميانه كاربرد زيادي ندارند.
  6. در خواندن روضه­هاي كشفي و مكاشفه­اي نسبت به شخص كاشف و ناقل و اعتبار او دقت بسيار داشته باشيد و توجه داشته باشيد كه از هر مدعي كشفي نمي­توان نقل سخن كرد. راه­هاي شناخت اين مطلب، يكي شناختي است كه خودمان با تحقيق علمي به دست مي­ آوريم و ديگر اعتماد بزرگان عالم تشيع و اهل فضل به شخص كاشف است.
  7. در روضه­ هاي استنباطي، هم مي­توان از استنباط شخصي استفاده كرد و هم مي­توان از استنباط بزرگان عالم مرثيه سرايي. البته براي استنباط شخصي مقدماتي لازم است كه بهتر است ذاكرين ابتدا آن مقدمات را كسب كنند و بعد به استنباط بپردازند.  
  8.    روضه ها به طور کلي به دو نوع احساسي و سنگين تقسيم مي شوند که هر يک از اين دو نوع نيز مي توانند در حيطه سه نوع جزئي؛ استنباطي، تحقيقي و يا مکاشفه اي قرار بگيرند.
  9.      گاهي روضه­ ها تلفيقي از دو يا چند نوع روضه مي باشد ، البته معمولا يكي از انواع اصلي در روضه ظهور بيشتري دارد. 

  10.   اصل و مبنا در محافل خواندن روضه هاي احساسي است و اگر مجلس در اين نوع روضه آمادگي شنيدن روضه هاي سخت را پيدا کرد ، به آن اشاره مي شود ؛ و الا به همان روضه هاي احساسي بايد بسنده کرد . 

  11.   يکي از مواضعي که مي توان روضه هاي سخت و سنگين را خواند ، شبها و روزهاي مناسبت است ؛ البته باز هم آمادگي مجلس بايد در نظر گرفته شود.

  12.  انواع جزئي روضه(استنباطي ، تحقيقي ، مکاشفه اي) زير مجموعه­اي از دو نوع اصلي احساسي و سخت مي­باشند، لذا با توجه به اينكه تحت عنوان کدام نوع کلي قرار بگيرند ، حكم آن نوع اصلي به انواع جزئي جاري مي­شود. 

  13.  روضه­ هاي تحقيقي و تحليلي ، بيشتر در محافلي کاربرد دارد كه مستمعين آن مجلس اهل فن و يا اهل علم باشند و معمولا اينگونه روضه ها در مجالس عاميانه كاربرد زيادي ندارند. 

  14.  در روضه­هاي كشفي و مكاشفه­اي نسبت به شخص كاشف و ناقل و اعتبار او بايد دقت بسيار داشته باشيد چراكه از هر مدعي كشفي نمي­توان نقل سخن كرد. شناخت کاشف، يا از طريق تحقيق علمي به دست مي­آيد و يا اعتماد بزرگان عالم تشيع و اهل فضل به شخص كاشف. 

  15. در روضه­هاي استنباطي، معيار ، استنباط اساتيد و علماي تاريخ و مقتل مي باشد ، و زماني ذاکرين مي توانند در روضه به استنباط بپردازند که مقدمات علمي ، عقلي ، نقلي و تجربي اين کار را به دست آورده باشند. 

اصول وفنون مداحی8

فن روضه خوانی1

 

تقسيم بندي جزئي:

اقسام روضه مي توانند با توجه به منبع دريافت به انواعي تقسيم گردند که عبارت است از :

  1. استنباطي.    2 -  تحقيقي و تحليلي.     3 - کشفي و مکاشفه اي.

 

 

1 ـ روضه استنباطي

اگر با استفاده از عقل عقلاي جامعه ، از يک روضه و متن تاريخي معتبر ، مطالبي استنباط شود كه تمام اجزاي آن در تاريخ نيست، بلكه توسط عقل با توجه به اجزاء ما قبل و ما بعد به عقل متبادر مي­شود ؛ اين نوع روضه را روضه استنباطي مي ناميم.

نمونه 1

روضه حضرت عباس (ع)

هر شهيدي كه هدف تير قرار مي­گرفت، با دست خود تير را از بدن بيرون مي­كشيد، ولي آن كس كه دست در بدن ندارد و در مقابل هزار تيرانداز قرار گرفته چه حالي خواهد داشت؟

هر شخصي وقتي از بلندي به زمين مي­افتد، دست خود را بر زمين مي­گذارد تا بدنش آسيب نبيند، اما خدا داند آن كسي كه دست در بدن ندارد وقتي بر زمين بيفتد تيرها در بدنش فرو مي­روند. يا قمر بني هاشم! واي از لحظه­اي كه از اسب بر زمين افتادي و تمام تيرها در بدنت فرو رفت.

 نمونه 2

روضه علي اكبر (ع)

پس از اينكه علي اكبر با بدن پاره پاره به شهادت رسيد، امام حسين (ع) جوانان بني هاشم را صدا زد و فرمود:

«تَعَالَوْا اِحْمَلوُا اَخَاكُمْ»

اي جوانان بني هاشم! بياييد و برادرتان را به سوي خيمه ها ببريد.

اينجا سؤال پيش مي­آيد كه امام كه همه شهدا را خود به خيمه­ها مي­برد، چرا براي بردن بدن علي اكبر، جوانان بني هاشم را صدا زد؟ در جواب بايد گفت كه دو دليل داشت: يكي اينكه ديگر زانوانش قوت نداشت كه علي را به خيمه­ها ببرد و ديگر آنكه آنقدر اين بدن پاره پاره شده بود كه براي حمل يك نفر كافي نبود.

 2ـ روضه تحقيقي و تحليلي

اگر با تحقيق و تحليل در موضوع روضه ، و پردازش آن ، به يك نتيجه كلي و تحليل ذهني برسيم، اين نتيجه مي تواند يک روضه تحقيقي و تحليلي باشد.

در اين نوع روضه روايات مختلف در يك موضوع مثل اينکه بکائون چه کساني بوده اند؟ بيان مي­شود و سپس اصل روضه بيان مي­گردد .

 نمونه 1

روضه حضرت علي اكبر (ع)

نگاه پدر چند گونه است، نگاه ابي عبدالله هم چند جور بوده است. گاهي نگاه، نگاه وجد است، نگاه ديگر نگاه شوق به جدش بود و يك نگاه ، ديگر نگاه خوفي بود كه عاقبتش چه مي­شود؟ اما اين نگاه وداع هيچ يك از اين نگاه­ها نبود؛

«فَنَظَرَ اِلَيْهِ نَظَر آئِسٍ مِنْه»

مأيوسانه به او نگاه كرد

نمي­دانم غصه پدر زيادتر بود و يا غصه پسر كه حالا رفت و پدر تنهاست.

 نمونه 2

روضه علي اصغر(ع)

سيدالشهدا سه مرتبه به اهل كوفه آب داد. يكي در كوفه براي آنها استسقاء كرد. يكي هم در صفين كه معاويه آب را گرفته بود و ديگر وقتي كه در اين صحرا لشگريان حر آمدند و تشنه بودند.

او مي­بايست اين سه حق آب دادن را بر آنها ثابت كند كه حجت تمام باشد. كسي كه اين قدر خواهش برايش سخت است.

ابتدا «برير» براي طلب آب رفت ولي به او آب ندادند. سپس حر رفت ولي باز هم به آنها آب ندادند. سپس حضرت عباس (ع) را فرستادند ولي او هم نتوانست آب بياورد. سپس خودش آمد. اول فرمود: «خواهشي دارم به همه ما آب بدهيد» قبول نكردند. بعد فرمود: «به خودم و اصحابم اگر آب نمي­دهيد لااقل به زنها آب بدهيد» قبول نكردند. سپس فرمود: «لااقل به اطفال كوچك آب بدهيد» قبول نكردند. سپس رفت و طفل شير خواره­اش را آورد. فرمود: اي جماعت!‌ يعني خودتان آب بياوريد و به اين طفل بدهيد:

«اَمَا تَرَوْنَهٌ كَيْفَ يَتَلَظَّي عَطَشاً»

آيا نمي­بينيد كه چگونه از تشنگي به خود مي­پيچد؟!

دو چيز درباره اين طفل دل را مي­سوزاند؛ يكي اينكه فرمود خودتان آبش دهيد. ديگر اينكه او را بلند كرد و فرمود: ببينيد كه چگونه رنگش زرد شده و از تشنگي دست و پا مي­زند.

 نمونه 3

تشنگي امام

تشنگي امام در چهار عضو تأثير كرده بود؛

اول:لبهاي مبارك كه افسرده شده بود،

دوم:جگر پاره پاره چنانچه امام بعد از اينكه اميدي به زنده ماندن نداشت فرمود:

 

«اُسْقُونيِ قَطْرَةً مِنَ الْمَاءِ فَقَدْ تَفِتَتْ كَبِديِ مِنَ الظِّمَاء»

قطره آبي به من بدهيد كه جگرم از تشنگي پاره پاره شد.

 

سوم:زبان آن حضرت كه از بس اطراف زبان ساييده شده بود، مجروح گرديده بود.

چهارم:چشمان مباركش كه از تشنگي تار گرديده بود، چنانچه در حديث مكالمه جبرائيل با حضرت آدم (ع) منقول است كه گفت: اي آدم ببيني او را در حالتي كه مي­گويد «واعطشاه» به حدي كه تشنگي مانند دودي در بين او زمين و آسمان حائل شده باشد.

 3ـ روضه كشفي يا مكاشفه­اي

اگر منبع روضه کشف و مشاهده باطني باشد و آن روضه­اي كه توسط معصوم و يا خاندان معصومين به افراد خاصي در عالم رؤيا، خواب و يا مكاشفه افاضه ­شود ، روضه کشفي و مکاشفه اي مي گوييم ؛ مثل روضه­اي كه حضرت عباس (ع) در عالم رؤيا براي يكي از علماي برجسته بيان مي­فرمايد. ممکن است اين مکاشفه براي يکي از خاندان معصومين رخ داده باشد مثل مکاشفه حضرت سكينه كنار بدن بي جان پدر ، که در ادامه بحث ذکر خواهد شد.

انواع روضه کشفي و مکاشفه اي

با توجه به شخصي که براي او مکاشفه رخ مي دهد، روضه کشفي و مکاشفه اي داراي اقسامي است، که عبارت است از:

  1. مکاشفه اي که براي شخص معصوم صورت گرفته است.
  2. مکاشفه اي که براي يکي از خاندان معصومين صورت گرفته است.
  3. مکاشفه اي که براي شخصي غير از معصومين و خاندان آنها صورت گرفته است.
  4. مکاشفه اي که براي دشمنان معصومين براي اتمام حجت صورت گرفته است.

 قسم اول

مکاشفه اي که براي شخص معصوم صورت گرفته است.

مکاشفه اميرالمؤمنين در جنگ صفين

اُم کلثوم(سلام الله عليها) نزد برادر آمد و عرض کرد: «برادرم اين بيابان، خوفناک است و خوف عظيمي در اينجا به من رو آورده است.» امام فرمود: «خواهر جانم! هنگام رفتن به جبهة صفين در همين جا با پدرم فرود آمديم، پدرم سرش را روي دامن برادرم حسن(عليه السلام) گذاشت، و ساعتي خوابيد ، بيدار شد و گريه کرد، برادرم حسن(عليه السلام) پرسيد: "چرا گريه مي­کني؟" پدرم فرمود: "گويا در خواب ديدم اين بيابان دريايي از خون است، و حسين(عليه السلام) در آن غرق شده و فريادرس مي­طلبد و کسي به فرياد او نمي­رسد."سپس پدرم به من رو کرد و فرمود: "هنگامي که چنين حادثه­اي رخ داد، چه کار مي­کني؟" گفتم: "صبر مي­کنم، که جز صبر چاره­اي نيست".»

 قسم دوم

مکاشفه اي که براي يکي از خاندان معصومين صورت گرفته است.

حضرت سكينه كنار بدن بي جان پدر

در مصباح كفعمي روايت شده است كه سكينه مي­گويد: چون پدرم كشته شد، بدن نازنين پدر را در آغوش گرفتم و حالت بيهوشي به من دست داد. در اين حال شنيدم كه پدرم فرمود:

شيِعَتيِ مَا اِنْ شَرِبْتُمْ مَاءَ عَذْبٍ فَاذْكُرُونيِ         اَوْسَمِـعْتُمْ بِغَريِبٍ اَوْ شَهيـِدٍ فَانْـدُوبِونيِ

اي شيعيان من! هرگاه آب خوش گوار نوشيديد از لب تشنه من ياد كنيد و هرگاه درباره غريب و شهيد سخني شنيديد، به ياد غربت و شهادت من بگرييد.

 

قسم سوم

مکاشفه اي که براي شخصي غير از معصومين و خاندان آنها صورت گرفته است.

اسارت اهل بيت(ع) در كلام امام زمان (عج)

نمونه1

حاج ملا سلطانعلي روضه خوان تبريزي كه از جمله عباد و زهاد بوده است مي­گويد: «در خواب مشرف به محضر والاي امام زمان (عج) شدم، عرض كردم: مولاي من آيا آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه: «فَلَاَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وً لَاَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً» صحيح است؟

فرمود: بلي.

عرض كردم: آن مصيبتي كه براي آن به جاي اشك خون گريه مي­كنيد كدام است؟ آيا مصيبت علي اكبر است؟

فرمودند: اگر علي اكبر هم زنده بود در اين مصيبت خون گريه مي­كرد.

گفتم: آيا مصيبت حضرت سيدالشهداء (ع) است؟

فرمودند: اگر سيدالشهدا (ع) هم بودند در اين مصيبت خون گريه مي­كردند.

پرسيدم: پس كدام مصيبت است؟

فرمودند: آن مصيبت اسارت عمه­ام زينب (س) است.

 

نمونه 2

روضه حضرت عباس (ع)

شيخ كاظم سبتي كه از علماي بزرگوار است مي­گويد: يكي از شخصيتهاي مهم علمي و مورد وثوق نزد من آمد و گفت: من پيام رسان حضرت عباس (ع) هستم. آقا را در خواب ديدم،‌ فرمود: چرا شيخ كاظم سبتي روضه مرا نمي­خواند؟

گفتم: زياد شنيده­ام كه شيخ كاظم مرثيه جانسوز شما را مي­خواند.

فرمود: از قول من به شيخ كاظم بگو اين مصيبت را بخوان؛ اگر سواره­اي بر مركب سوار باشد، وقتي كه مي­خواهد از اسب بر زمين بيفتد معمولا دستهايش را روي زمين مي­گذارد و سپس صورت او به زمين مي­خورد. ولي آن سواري كه تيرها در بدنش فرو رفته و دست در بدن ندارد چگونه زمين مي­خورد؟!

 

قسم چهارم

مکاشفه اي که براي دشمنان معصومين براي اتمام حجت صورت گرفته است.

مکاشفه ساربان

سعيد بن مسيب از اصحاب امام سجاد(عليه السلام) مي­گويد: يکسال بعد از شهادت امام حسين(عليه السلام) براي شرکت در مراسم حج به مکه رفتم، ناگاه هنگام طواف مردي را ديدم که دستهايش قطع شده و صورتش مانند پارة شب تاريک سياه است، و پردة کعبه را گرفته و چنين دعا مي­کند:«اي خداي کعبه مرا بيامرز که گمان ندارم مرا بيامرزي، گرچه ساکنان آسمانها و زمين و همه مخلوقات شفاعت کنند، زيرا گناهم بسيار سنگين است».

سعيد گويد: من و جمعي کنار او اجتماع کرديم و به او گفتيم: «واي بر تو اگر ابليس باشي، شايسته نيست که نااميد از رحمت خدا شوي، تو کيستي و گناهانت چيست؟».

او گريه کرد و گفت: من خودم و گناهم را مي­شناسم. گفتيم: گناه خود را براي ما بيان کن که چيست؟

گفت: من ساربان شتران امام حسين(عليه السلام) بودم، همراه آن حضرت از مدينه به سوي عراق آمديم، من اطلاع يافته بودم که بند شلوار آن حضرت  گرانقيمت است؛ آرزو مي­کردم روزي آن بند گرانقيمت به دست من برسد، تا اينکه به کربلا رسيديم و جريان شهادت امام حسين(عليه السلام) پيش آمد من خود را پنهان کرده بودم، تا اينکه شب (يازدهم) شد، به طمع آن بند قيمتي، از تاريکي شب استفاده کرده کنار بدنهاي پاره پاره شهداء آمدم، به جستجو پرداختم تا اينکه پيکر سر بريده امام حسين(عليه السلام) را يافتم، تصميم گرفتم آن بند قيمتي را از شلوار آن حضرت بيرون آورم، با دستم آن بند را پيدا کرده، دريافتم که گره بسيار خورده است، يکي از آن گره ها را گشودم، ناگاه دست راست امام حسين(عليه السلام) حرکت کرد و آن قسمت از لباس را محکم گرفت، هر چه توان داشتم خواستم دست او را رد کنم نتوانستم، شمشير شکسته­اي يافتم و دست راست او را قطع کردم، دستم را دراز کردم تا گره بند را بگشايم، ناگاه دست چپ امام حرکت کرد و آن قسمت از لباس را محکم گرفت، دست چپ آن حضرت را نيز از مچ بريدم، آنگاه دست بردم که بند را بيرون آورم، ناگهان ديدم زمين لرزيد و هوا دگرگون شد، شنيدم شخصي گريه جانسوز مي­کند و مي­گويد:

وا اَبَتاهُ! وا مَقتُولاهُ، وا ذَبيحاهُ، وا حُسَيناهُ، وا غَرِيباهُ يا بُنَيَّ قَتَلوکَ وَما عَرَفوکَ وَمِن شُرْبِ الْماءِ مَنَعُوکَ.

:«آه پدر جان! واي از اين کشته و سر بريده، واي حسين جان، اي غريب، پسرم، تو را با لب تشنه کشتند و مقامت را نشناختند»

در اين هنگام من خود را بين کشته­ها انداختم، ناگاه سه نفر را با يک زن با جمعيت بسيار ديدم، و فرشتگان همه جا را پر کرده بودند، آنها پيامبر و علي و فاطمه و حسن بودند، آنها گريه مي­کردند و مطلبي مي­گفتند... ناگاه رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) مرا ديد و به من فرمود:

يا اَخَسَّ الاَنام لَعْنَةُُ اللهِ الْمَلِکِ الْعَلّامِ فَعَلْتَ هکَذا بِوَلَدِي، سَوَّدَ اللهُ وَجْهَکَ وَقَطَعَ يَدَيْکَ فِي الدُّنيا قَبْلَ الْآخِرَةِ.

:«اي پست ترين انسانها، لعنت خداوند قادر و آگاه بر تو باد، با فرزند من چنين رفتار نمودي، خدا صورتت را سياه کند و دستهايت را در دنيا قبل از آخرت، قطع نمايد».

 

هنوز نفرين آن حضرت تمام نشده بود که دستهايم خشک شد و چهره­ام همچون پارة شب تاريک سياه گرديد و به اين وضع گرفتار شدم، اکنون کنار خانة خدا آمده­ام و از خدا مي خواهم به من لطف کند و مي­دانم که هرگز خدا مرا نمي­آمرزد. حاضران و هر کس که اين موضوع را شنيد، او را لعنت کرد.

 

التماس دعا

اصول و فنون مداحی7

فن مولودی4

 

روش شاد خواندن

شاید جذابیت روضه و حال و هوای اشک ریختن و عشق به سینه‎زدن برای حضرت اباعبدالحسین(علیه السلام) باعث شده است كه کمتر به مولودی‏خوانی توجه شود و شايد هم شاد خواندن به نحوی که شأن اهل‌بیت(علیه السلام) حفظ شود و در آن لغو نباشد کار دشواری است! و یا مسئله در جای دیگری است. به هر حال یکی از نکاتي كه در مجالس اعیاد و موالید ائمه(علیهم السلام) مهجور مانده، شاد بودن و شاد خواندن، به مصداق «یفرحون لفرحنا»  است. گاهی با ایجاد برخی تغییرات به ظاهر ساده، و توجه به برخي نكات می‏توان به این مهم نزدیک شد.
اولین نکته‏ آراستگی ظاهری است که در دین مبین اسلام بر آن تأکید فراوان شده است؛ یعنی همان مرتب بودن موهای سر و صورت و استفاده از لباس‏های مرتب و تمیز و معطر؛  چراکه اين امر روی مخاطب و جلب توجه او اثر چشمگیری دارد. همچنین به‌کار بردن رنگ‏های روشن در پوشش در این مراسم‌ها باید مورد توجه قرار بگیرد.
خنده بر لب داشتن و لبخند هنگام مداحی نیز یکی از همین دست رفتارهای به ظاهر ساده است که هم باعث ارتباط بیشتر با مستمع می‏شود و هم شور و شعف او را می‏رساند.
انتخاب محتواي خوب هم اثر خود را دارد. شعر مدحي که مدح و منقبت اهل‌بیت(علیهم السلام) را با بیانی شیوا، لذت‏بخش اجرا شود و استفاده درست از کلمات و عبارات را در خود گنجانده باشد و مستند به آیات و روایات باشد هر شنونده‏ای را تحت‌تأثیر خود قرار می‏دهد. البته تعداد ابیات شعر انتخابی باید متناسب با زمان اجرا باشد و ظرفیت جلسه و کشش مستمع مد نظر قرار بگیرد تا جلسه یکنواخت و ملال‏آور نشود.
نكته ديگر در مدح‌خواني اين است كه اوج و فرود و تحریرها با ابیات و مضامین آن از لحاظ نوا تناسب داشته باشد و دستگاهی برای خواندن اشعار انتخاب شود که حزن‏آور نباشد. این نکته در سرود هم باید رعايت شود؛ یعنی بین سرود و نوحه واقعاً تفاوت قائل باشیم و از نغمه‏های شاد در ساختن سرود بهره ببریم.
نكات بالا بدون یک صدای تمرین‌کرده و خبره، میسر نخواهد بود؛ پس لازم است مداح محترم در مواظبت از حنجره و در پرهیزها، تمرینات مستمر و با برنامه‌اي زیر نظر استاد مجرب و با دانش داشته باشد.
نكته پایاني اینکه بهتر است اگر جلسه به سمت اشک رفت، اشک از سر ذوق باشد و مستمع با شنیدن مناقب اهل‌بیت(علیه السلام) و جایگاه رفیع ایشان ـ البته در آن غلو نباشد ـ اتصال قلبی پیدا کند نه با بیان مقتل و روضه‏های آن‌چنانی که متأسفانه گاهی شاهد خوانده شدن آنها در مجالس مولودی هستیم.

صداسازی و نغمات مداحی3

صداسازی1

 

در این بخش توضیحاتی راجع‌به تولید صدا، آناتومی حرف زدن، شیوه درست صحبت کردن و پیشرفت در تکنیک بحث،خواهیم داد.

 

1.تولید صدا: از هوایی شروع می‌شود که از ریه‌ها از راه تراشه به داخل حنجره و به بالا رانده می‌شود. لارنکس، ارگانی توخالی است که مابین گلو و تراشه واقع شده و از چندین قطعه غضروف تشکیل شده که بزرگ‌ترین آن‌ها سیب آدم است کهبرجستگی جلوی گلو به خاطر آن است. غضروف کریکوئید درست در زیر آن قرار دارد و از طرف تراشه به آن چسبیده است. در عقب و بالای غضروف کریکوئید، دو برجستگی به نام آرتینوئید وجود دارند. تارهای صوتی که لایه‌های صوتی هم نامیده می‌شوند، در طول لارنکس چسبیده‌اند و در جلو به غضروف تیروئید و در عقب به آرتینوئید آویزان هستند. در موقع استراحت لایه‌های صوتی به کنار می‌روند و گذرگاهی به نام گلوت ایجاد می‌کنند که هوا از آنجا برای نفس کشیدن عبور می‌کند. برای تولید صدا، تارهای صوتی منقبض و سخت می‌شوند و با عبور هوا از میان لایه‌ها به ارتعاش درمی‌آیند و صدا تولید می‌شود. لایه‌ها می‌توانند باز و بسته شوند و جریان هوا را متعادل و مرتعش نمایند. تغییرات در سختی تارها، ایجاد تغییر در تولید صدا، تغییر در اندازه (سایز) حنجره و سایز حفره‌های گلو و سر، در کوتاه و بلند و شدن صدا دخالت می‌کند. اگرچه حجره و تارهای صوتی ارگان‌های اصلی تولید صدا هستند، کام، زبان، دندان‌ها و لب‌ها صدا را زیبا می‌کنند.

2.آناتومی حرف زدن: تولید تکلم مستلزم هماهنگی عضلات سر، گردن، سینه و شکم است. هنگامی که هوای بازدم از داخل تارهای صوتی می‌گذرد، دو باند بافتنی که در حنجره متمرکز هستند، صدا را تولید می‌کنند. صدای حروف صدادار از گلو شروع می‌شود و با هماهنگی دهان و زبان شکل می‌گیرد؛ ولی صدای حروف بی‌صدا با قطع کنترل شده هوای بازدم تشکیل می‌شوند.

3.شیوه صحیح صحبت کردن: متخصصان حنجره معتقدند که صحبت کردن به شیوه نادرست، بسیار بیشتر از نادرست خواندن به تارهای صوتی آسیب وارد می‌کند. بنابراین هنگامی که دارید صحبت می‌کنید، در مورد بدن و حالت سر فکر کنید. نفس را با قفسه سینه به سمت بالا روانه کرده و با شانه‌های بلند شده، با سینه فراخ نه افتاده نگه دارید و دقت کنید در مهمانی‌ها، رستوران‌ها، سرکلاس، مکان‌های ورزش و شلوغ سعی کنید کمتر صحبت کنید؛چراکه به دلیل شلوغی مجبورید بلندتر از حد معمول صحبت کنید که برای حنجره زیان‌آور خواهد بود. این بخش از مراقبت صحیح از صداست، بیش از خواندن (آواز یا مداحی) صحبت می‌کنیم. پس در مورد چگونگی صحبت کردن خود بیندیشید و از صدایتان به دقت محافظت کنید. درست صحبت کردن به شما کمک می‌کندکه خواننده بهتری بشوید.

4.پیشرفت در تکنیک: هنرجویانی که این هنر را انتخاب کرده‌اند،باید از پشتکار بسیار زیادی برخوردار باشند. تعلیم و حفظ مطالب‌ گفته شده و آن‌هایی که بعداً گفته خواهد شد، با استفاده از CD آموزشی استاد، بهترین شیوه برای کسب نتایج است. شنیدن همیشه بیشترین امتیاز را نسبت به خواندن و تمرین مکرر دارد. متن و ریتم را به گوشتان بسپارید، قبل از اینکه هر دو را با هم اجرا کنید. فراگیری بحث خواندن با هر تکنیکی نیاز به درک و مطالعه وسیع و دقیق دارد؛ اما قبل از هر چیز باید بر مقدمات و اصول تکنیک برای انتقال پیام آواز کاملاً تسلط پیدا کرد.

 


کانال آموزش ذکر عشق

 

amoozeshe_zekre_eshgh@

 

 

اصول و فنون مداحی 6

فن مولودی خوانی3

 

  مهارت مولودی‌خوانی از زبان مداح اهل‌بیت(ع) حاج‌ غلامرضا سازگار

 

مجلس مولودی را در تسخیر خود درآورید

مولودی خوانی از هنرهای یک مداح می باشد. هنر مولودی خوانی دارای ظرافت‌هایی است که بدون درک یک استاد زبده و زانو زدن در رابر او نمی‌توان به آنها پی‌برد. بر آن شدیم تا برای آشنایی بیشتر با فضای مولودی‌خوانی در خدمت مداح و شاعر اهل‌بیت علیهم‌السلام حاج میثم سازگار باشیم و سؤالاتی در مورد مهارت مولودی‌خوانی بپرسیم.

 

کسی که مولودی می‌خواند برای شروع مجلس موفق به چه نکاتی باید توجه کند؟

مولودی‌خوان نخست باید بر مجلس مسلط شود. هر مجلسي يک حکمي دارد. شرکت‌کنندگان در مجلسی از شنیدن شعری متأثر می‌شوند و شرکت‌کنندگان مجلس دیگر از شنیدن همان شعر هیچ تأثیری نمی‌پذیرند. همان‌طور که پزشک به همة مريض‌هایش کپسول آنتي‌بيوتيک نمي‌دهد مداح هم بايد به مخاطبش توجه کند و او را بشناسد. گاهی مداح برای مستمعان آزادمنش و ولايي عاشق می‌خواند که همان «بسم الله» را بگويد مجلس با او خو می‌گیرد، اما جایی دیگر همان مداح می‌خواند و همهمة مجلس پایان نمی‌پذیرد. مداح این‌گونه مجلسی را باید با مهارتی خاص آغاز کند و شتاب نکند تا مجلس آرام شود. منظورم از اینکه می‌گویم مجلس نخست باید در تسلط مداح و مولودی‌خوان در بیاید، این است.

 

ادامه نوشته

اصول و فنون مداحی 5

فن مولودی خوانی2

 

مولودی خوانی بدون کف زدن

 

با نگاهي هرچند سطحي و ظاهري به مداحي، مي‌توان دو ركن اصلي براي آن قائل شد. در واقع تمام مطالب‌، اشعار و حتي آهنگ اجرائي در مداحي، در دو عرصه يا به زبان روان‌تر، در دو بستر ارائه مي‌شود.

يكي در فضاي مصيبت و مرثيه‌خواني كه داراي ابعاد مختلفي چون روضه‌خواني و نوحه‌خواني است و ديگري مولودي‌خواني كه شامل چهار بخش اصلي مي‌باشد.

اين تقسيم بندي تنها از لحاظ شكلي مي‌باشد كه عبارتند از:

1. طليعه؛ 2. شعرخواني؛ 3. سرودخواني؛ 4.خاتمه كه در ادامه به اختصار توضيح مي‌دهيم.

 

ادامه نوشته

اصول و فنون مداحی4

فن مولودی خوانی1

 

توضيح مراحل پنچ‌گانه مولودی خوانی درسبک جدید 

1. دعاي شروع:

دعای شروع، به عنوان رکن اصلی مقدمه خوانده می‌شود و هدف از آن استمداد از خداوند، همراهی مستمعو به نوعی اعلام شروع جلسه است. دعاي شروع باید متناسب با محتوای مدح یا موضوع جلسه باشد.

برای مثال اگر موضوع جلسه، میلاد امام عسگری(علیه السلام) است، مناسب است با «... السلام علیک یا مولاتی یا ابا محمد الحسن‌بن علی الهادی المهتدی و رحمت الله و برکاتُه...» یا «السلام علیک یا ولی النعمالسلام علیک یا عینه العالم السلام علیک یا سفینه الحلم السلام علیک یا اَبا الامامالمنتظَر»شروع شود؛

يا در میلاد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با «یا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه...» شروع شود. تنوع متناسب با محتوا،دردعای ابتدای جلسه به وزانتدر اجرا و همچنین زیبايی و طراوت خواندن کمک شایانی می‌نماید.

 

ادامه نوشته

اصول و فنون مداحی3

مداحی در مجلس دعا و زیارت

يكى ديگر از وظايف مهم يك مداح ، اداره كردن مجلس دعا و زيارت است . ذاكر گذشته از استعداد اداره مجلس عزادارى و سينه زنى ، بايد توانائى بر اداره مجلسى كه افراد براى توبه و استغفار در آن شركت مى جويند، را نيز داشته باشد و اين مستلزم كار روحى و اخلاقى و همچنين مداومت داشتن بر ادعيه و زيارات مى باشد. ذاكر، بايد چنان رابطه قوى و مستحكمى با اين گونه مطالب داشته باشد كه به خوبى بتواند با استفاده از حال معنوى خود و توانائى هاى اخلاقى و عرفانى اش ، بقيه را نيز به سر منزل مقصود بكشاند. نه صرفاً يك خواننده خوش صدا باشد كه به يك سرى از فنون آشنائى دارد. زيرا مردم اين انتظار را از من و شماى خواننده دارند كه شعائر اهل بيت عليهم السّلام ا نيز اشاعه دهيم ، نه اينكه اسمى از آنها ببريم و با كلام آنان بيگانه باشيم .
به همين جهت توجه به اين دستورالعمل ها براى يك مداح و ذاكر اهل بيت عليهم السّلام لازم و ضرورى است ؛
1. آدابى كه مخصوص دعا و يا زيارت مورد نظر هست ، بايد حتى الامكان رعايت شود كه اولين آن مداومت بر آن مى باشد تا روح مداح با آن دعا خو گرفته و در مجلس ، واقعاً حرف دل را بزند نه اينكه در ارائه اين گونه مطالب نيز از ديگران تقليد كند. البته در ابتداى راه اشكالى ندارد اما ((هر آنچه از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند)) و مردم را بر سفره تراوش هاى دل خود بنشاند. هنگامى نشستن بر اين سفره لذت دارد كه اين تراوش ها واقعى باشند و از فراخناى وجود مداح ، سرچمشه گيرند تا گيرائى لازم را داشته باشد و اثر مطلوب را در دل مردم بگذارد. اينجاست كه استماع سخنان او، هر چند ساده باشد، براى همه جذّاب و دلنشين مى شود.
2. تمام ادعيه و زياراتى كه از ائمه معصومين عليهم السّلام وارد شده است داراى اسرار و رموزى هستند كه به صورت مغلق و سربسته بيان شده و شكافتن آن احتياج به تدبر و آشنائى با احاديث و سخنان حضرات معصومين عليهم السّلام دارد. به اين صورت كه بعضى از اين اسرار در دعا يا حديثى ديگر، بيان شده و يا كليد آن به دست ما سپرده شده است . براى پرده برداشتن از اين اسرار، مداح بايد انسان متفكر و محقّقى باشد تا مجلس او پربار گردد.
3. اگر دعائى را كه مى خواهد بخواند تا به حال نخوانده ، بايد حتماً آن را قبل از مجلس مرور نمايد و وقف و ابتداها را دريابد تا در وسط دعا، مشكلى براى او پيش نيايد كه صورت خوشى نخواهد داشت و همچنين براى اينكه نطقش باز شود، بايد ترجمه دعا را حتماً مطالعه كند و از مضامين دعا، آگاهى كامل پيدا نمايد تا در گفتارش در اثناى دعا، از آن استفاده نمايد.
4. شاءن دعا را حفظ نمايد و از حيطه دعا بيرون نرود. چنانچه علما و بزرگان نيز بر اين مسئله اتفاق نظر دارند. بايد بدانيم كه مجلس دعا با مجلس روضه و عزا خيلى تفاوت دارد. اكثر مردم براى استفاده معنوى از دعا شركت پيدا مى كنند. پس بايد به فرازهاى دعا بها داده شود، نه فقط دعا را سطحى خوانده و در بين آن براى مستمعين مخصوص ‍ خودمان ، به روضه خوانى بپردازيم . بايد توجه داشت كه اصل در مجلس دعا و زيارت ، پيدا كردن حال توبه و تقرب است ، اگر چه توسل در جاى خود نيكوست اما نبايد اين دو مقوله را بى جهت مخلوط كرد. موقع دعا بايد دعا خوانده شود و موقع توسل ، روضه .
5. شروع دعا حتماً بايد با حمد و ثناى الهى ، صلوات و خواندن صيغه استغفار آغاز گردد و در پايان هم توسل به آقا امام زمان (عج ).
6. شروع دعا بايد با اشعار اخلاقى و مضامينى در التجاء به درگاه حضرت حق و وجيه قرار دادن ائمه معصومين عليهم السّلام بوده و همراه با آرامش و طماءنينه آغاز گردد، بدون هيچ گونه اوج گرفتن و بالا رفتن .
7. در موقع خواندن دعا بايد ظاهر مداح به عنوان شخص توبه كننده ، حفظ گردد از قبيل اظهار خشيت الهى ، افتاده حالى ، رو به قبله نشستن و... .
8. در عبارت خوانى دعا بايد دقت شود و كلمات درست ، شمرده و مفهوم ادا شوند نه تند و بى دقت و غير واضح .
9. لحن خود را متناسب با دعا تغيير دهد يعنى سلام ها را با تواضع ، لعن ها را كوبنده ، تقاضاها را محزون و... بخوانند.
10. اگر در اثناى دعا، مجلس را به او واگذار كردند بايد با همان پرده اى كه خواننده قبلى خوانده ، دعا را ادامه دهد و بالاتر يا پائين تر نرود.
11. اگر پيش كسوتى در مجلس بود يا فضلا و روحانيون بزرگوار در مجلس حضور داشتند، به جهت ادب خوانندگى ، مجلس را به او تقديم نمايد و در آخر نيز دعا كردن را به او واگذار كند.
12. قبل از شروع كردن مجلس دقت داشته باشد كه از هر گونه صحبت هاى بيجا، شوخى و حتى صحبت كردن زياد كه باعث شكستن وقار مى شود، اجتناب ورزد و اين حالت را بعد از دعا نيز حفظ نمايد. او بايد با وقارترين فرد در جمع باشد و رفتار او مورد تاءييد همه قرار گيرد.
13. ادب مستمع را هميشه رعايت كنيم و هيچ گاه او را تحقير ننمائيم و هميشه خود را مورد خطاب قرار دهيم و اين گونه بيانديشيم كه اشخاصى كه در مجلس حاضرند، براى اولين بار است كه در دعا شركت مى كنند. بايد مراقب آنها و حرف زدن مان باشيم تا دلخورى و يا زدگى كسى را بار نياورد.
14. اگر مجلس در اماكن مقدسه و متبركه برپا داشته مى شود، بايد مواظبت مان نسبت به رفتار و گفتار خود بيشتر باشد و خود را در محضر صاحب آن مكان مقدس و وجود او را حى و حاضر قلمداد كنيم تا ايجاد رابطه معنوى و دعا به كيفيت بهترى صورت گيرد.
15. نكته اى كه در شعرخوانى مجالس ادعيه وجود دارد اين است كه شعر مناجاتى با شعر روضه تفاوت دارد؛ بايد متصل و آرام خوانده شود، اوج گرفتن و بالا رفتن در آن زياد جالب نيست .

باز هم تاءكيد مى كنيم كه مسئله مهم در اين گونه مجالس ، پيدا كردن روح دعا و كار بر روى سجاياى اخلاقى و توصيه هاى صاحبان ادعيه است كه بايد نصب العين بلبلان گلستان اهل بيت عليهم السّلام قرار گيرد.
در پايان سخن را با اين فرمايش رهبر عزيزمان در توصيه به مداحان اهل بيت عليهم السّلام وتاه مى كنيم كه ؛
((... در دعاها و زيارت نامه هاى ما تعبيرات عاشقانه خيلى خوبى هست كه حقايقى را نشان مى دهد، اينها را بايد محور قرار داد)).
اميدواريم كه خداوند توفيق درك دعا و كسب فضايل و تهذيب نفس به همگى ما به عنوان يك خادم اهل بيت عليهم السّلام عنايت فرمايد.
التماس دعا
 
www.zaker110.ir
 

صداسازی و نغمات مداحی2

مراقبت از حنجره
 
مطالب از دکتر ابوالفضل صالحی عضو انجمن علمی گفتار درمانی ایران


اولین ماده ضروری برای حفظ سلامت صدا مصرف مقادیر زیادی آب

وی افزود: بطور کلی می‌توان گفت اولین ماده ضروری برای حفظ سلامت صدا مصرف مقادیر زیادی آب بطور روزمره می‌باشد. در حقیقت یکی از شایع‌ترین گلایه‌های خوانندگان و مداحان خشکی صدا و حنجره آنان حین خواندن بویژه در قسمت‌های بالا قطعه‌ها یا پس ازخواندن به میزان طولانی است. زمانی که در روز آب زیادی مصرف می‌کنید سطح آب موجود در بدن و بویژه مایع میانیافتی موجود در فضای بین سلولی افزایش می‌یابد و این مسئله باعث افزایش مقدار آب در فضای مابین سلول‌های سطحی مخاطب حنجره می‌شود (بخشی که به علت قرار گرفتن در معرض عبور مستمر هوا به سرعت خشک می‌شود.

صالحی ادامه داد: اهمیت این نکته در اینجاست که در صورت رعایت این مطلب، سطح بیرونی تارهای صورتی همواره مرطوب و لغزنده می‌ماند و این مساله باعث می‌شود هنگام برخورد تارهای صوتی با یکدیگر حین آوازسازی یا خواندن مداحی، تارهای صوتی روی هم سر بخورند و برخورد شدید مستقیم بین آنها اتفاق نیفتد. حال اگر ما در طول روز مقدار کمی آب مصرف کنیم و فقط در موقع خواندن آب بنوشیم، آب موجود در سطح مخاط امکان نفوذ به عمق مخاط حنجره را ندارد و برای مرطوب ماندن این مخاط لازم است که آب از عمق مخاطب به بیرون تراوش شود و نه از بیرون به داخل. در نتیجه، تارهای صوتی به جای لغزش روی یکدیگر به شدت با هم برخورد کرده و مقدمات ایجاد زخم روی تارهای صوتی را فراهم می‌آورند.

نوشیدن هر نوع مایعات دیگر به جز آب کمکی به مرطوب شدن سطح مخاط جنجره نمی‌کند

این متخصص درمان اختلالات صوت تصریح کرد: توجه داشته باشید که جویدن آدامس یا نوشیدن هر نوع مایعات دیگر به جز آب کمکی به مرطوب شدن سطح مخاط جنجره نمی‌کند زیرا آب بر اساس قانون اسمز در درون لایه‌های تارهای صوتی نفوذ می‌کند.

پرهیز از مصرف غذاهای سرخ کردنی

وی عنوان کرد: اما در بین فرآورده‌های مختلف غذایی و لبنی، مواد محرک مانند انواع غذاهای پر ادویه یا تند (مانند فلفل یا سس کچاپ) و غذاهای چرب بویژه غذاهایی که به شیوه سرخ کردنی تهیه شده باشد، باعث التهاب مخاط حنجره می‌شود که در صورت مداحی، نواحی ملتهب، بسیار مستعد آسیب می‌شوند.

این متخصص درمان اختلالات صوت بیان داشت: از سویی دیگر مصرف فرآورده‌های لبنی مانند بستنی و شیر پرچرب قبل از اجرا باعث افزایش غلظت ترشحات موجود روی مخاط حنجره می‌شود و این ترشحات باعث چسبندگی تارهای صوتی و مانع از برخورد نرم و مناسب تارهای صورتی بر روی یکدیگر می‌شوند.

صالحی گفت: استعمال دخانیات و انواع ترکیبات که به صورت دود یا ترکیبات شیمیایی که وارد سیستم تنفسی می‌شود نیز باعث از بین رفتن سلول‌های سطحی مخاط حنجره و در دراز مدت از بین رفتن تدریجی فیزیولوژی مخاط حنجره خواهد شد.

عضو انجمن علمی گفتار درمانی ایران اظهار داشت: قهوه و ترکیبات کافئین‌دار، شکلات (بویژه شکلات سیاه) نیز باعث خش کشدن مخاط جنجره می‌شود که مطلقاً ساعاتی قبل از تمرین یا اجرا نباید مصرف شود.

مصرف میوه و سبزیجات تازه به استثنای میوه‌های حاوی ترکیبات هسیتامین‌دار مانند خربزه و میوه‌‌هایی که طبیعیت سرد دارند

صالحی عنوان کرد: اما در بین مواد مفید برای صدا مصرف میوه و سبزیجات تازه (به استثنای میوه‌های حاوی ترکیبات هسیتامین‌دار مانند خربزه و میوه‌‌هایی که طبیعیت سرد دارند) بشدت توصیه می‌شود. موادی مانند آب سیب یا ترکیباتی مانند محلول عسل در آب گرم نیز به نرم‌تر شدن سطح مخاط حنجره کمک می‌کند. چکاندن چند قطره آب لیموی تازه در آب با دمای معمولی، ویتامین ث مورد نیاز برای عملکرد مناسب تارهای صورتی را فراهم می‌آورد. (ویتامین ث باعث شادابی مخاطب تارهای صورتی می‌گردد(.

مصرف هلو یا زردآلو

عضو انجمن علمی گفتار درمانی ایران افزود: آب میوه‌هایی مانند هلو یا زردآلو که غلیظ بوده و باعث افزایش لعاب موجود در بزاق می‌شوند نیز باعث کمک به افزایش لغزندگی سطح تارهای صوتی می‌شود. البته باید توجه داشت که مصرف این مواد باید بطور متناسب و در طول زمان مصرف شود و نه بطور مقطعی و حین اجرا یا قبل از اجرا!

نوشیدن مقادیر زیادی آب (۸ تا ۱۰ لیوان)

صالحی بیان داشت: توجه داشته باشید که هیچ یک از نوشیدنی‌ها مانند چای، آب میوه و... جایگزین آب نبوده و صرفا آب است که می‌تواند بر اساس قانون انتشار ساده در لایه‌های سطحی مخاط حنجره پخش شود و آن را مربوط نگاه دارد. حنجره تنها در محیط لغزنده و مرطوب (lubricate) قادر به حفظ فیزیولوژی سطحی خود باشد.

پرهیز از پاک کردن مکرر گلو

وی عنوان کرد: پاک کردن مکرر گلو، سرفه، خلط یا سایر علائم؛ ممکن است نشانه‌ای از اختلالی نهفته در فرد مانند بازگشت اسید معده‌ای (Refiux) باشد که معمولاً با یک معاینه ساده کلینیکی قابل تشخیص است.

خواب و استراحت به مقدار مناسب و کافی

عضو انجمن علمی گفتار درمانی ایران ادامه داد: کم‌خوابی باعث علائمی مانند گرفتگی صدا و خستگی صوتی می‌شود که به هیچ طریق قابل برطرف شدن نخواهد بود مگر با استراحت به میزان کافی! بنابراین افراد باید با پشتوانه تنفسی مناسبی ‌آواز و مداحی کنند. زیرا زیر بنای عملکرد صحیح حنجره استفاده از پشتوانه تنفسی مناسب است و عامل بسیاری از اختلالات حنجره نبود تنفس مناسب حین خواندن است، زیرا باعث آمدن فشار بیش از حد به عضلات جنجره شده و سبب گرفتگی صدا حین خواندن می‌شود.

مصرف فرآورده‌های کافئین‌دار، بستنی و نوشابه باعث خستگی مخاط دهان و حنجره

این متخصص درمان اختلالات صوت عنوان کرد: به حداقل رساندن مصرف فرآورده‌های کافئین‌دار، بستنی، نوشابه و... که باعث خستگی مخاط دهان و حنجره و غلیظ شدن ترشحات مخاط دهان می‌شود. این مواد بطور مستقیم باعث تحریک و تخریب بافت تازه‌های صورتی و فیزیولوژی مخاط هنجره می‌شوند.

محافظت از مجاری تنفسی و هوایی در برابر گرد و خاک یا هوای سرد و خشک

عضو انجمن علمی گفتار درمانی ایران تصریح کرد: گرد و خاک یا هوای سرد و خشک باعث تحریک مخاط مجاری صوتی و بویژه بافت تارهای صوتی می‌شود و در نتیجه آسیب‌پذیری آنها را بالا می‌برد. قرار گرفتن در معرض محیط تنفسی گرم و مرطوب برای ساعاتی در روز مانند استفاده از دستگاه بخور گرم یا سرد حین فعالیت آوازی و یا مداحی با استراحت و حفظ آرامش روانی در زندگی روزمره و کنترل اضطراب و فشارهای عصبی و در نهایت دوری از اضطراب و فشارهای عصبی که یکی از مهمترین عواملی است که به صورت غیرمحسسص و ناخودآگاه باعث ایجاد آسیب به مکانیزم صوتی می‌شود بسیار ضرورت دارد.

صالحی ادامه داد: انجام معاینات دوره‌ای و کنترل سلامت عمومی برای مانیتورینگ مشکلات احتمالی تاثیر‌گذار بر مکانیزم آواسازی از جمله رفلاکس (برگشت اسید معده) یا التهاب سینوس‌های جمجمه و پرهیز از رفتارهای نامناسب صورتی مانند پچ‌پچ کردن یا خوردن صدا (مانع از خروج آزادانه صدا از دهان) یا اینکه مثلاً به صورت عادتی صدایی زیرتر یا بم‌تر از صدای معمول خود برای گفتار را استفاده کنیم.

فعالیت حنجره بدون استراحت دچار خستگی و افت می‌شود

وی خاطرنشان کرد: صدا از حنجره که یک اندام است تولید می‌شود، این اندام مشابه سایر اعضای بدن سطح تحمل و میزان کارایی مشخصی دارد. اگر ما به طور مستمر و بدون استراحت از این اندام کار بکشیم مسلماً بعد از مدتی دچار خستگی شده و در کارکرد عمومی خود افت محسوسی خواهد داشت. توجه داشته باشیم که هر بار داد زدن ضربات سنگینی به تارهای صورتی وارد می‌کند و اگر ما از این رفتار به صورت عمدی استفاده کنیم ضربات جبران‌ناپذیری به تارهای صوتی وارد می‌شود.

کانال آموزش ذکر عشق

amoozeshe_zekre_eshgh@

صداسازی و نغمات مداحی1

فرم مداحی

 

فرم مداحی: یکی از اصول بکار برده شده در اصول و فنون مداحی؛ عبارت فرم مداحی است و منظور این است که مداحی فرد باید دارای یک سری ویژگی ها؛ معیارها و الزاماتی باشد که اصطلاحاً به آن فرم مداحی گویند؛ به عنوان مثال شروع خواندن باید در پرده 2 یا 3 باشد« اصولاً حنجرۀ انسان بین 1 تا 18 پرده صوتی میتواند صدا ایجاد کند که در اصطلاح عامیانه آن را به 1 تا 6 دانگ تعبیر می کنند» در واقع بهترین پردۀ صوتی مناسب برای شروع مداحی پرده 2 یا 3 است یعنی همان حالتی که بطور طبیعی و معمولی صحبت میکنیم؛ پس از دو بیت کم کم در هر بیت یک پرده صوتی به صدای خود می افزائیم تا به پرده 18 یا همان شش دانگ برسیم و پس از اجرای یک یا حداکثر دو بیت در اوج شش دانگ دوباره به پرده های صوتی پائین تر باز میگردیم؛ در واقع خواندن و مداحی شما باید شبیه پرواز یک هواپیما باشد؛ یعنی شما هم  باید با یک لحن و پرده مناسب شروع کرده؛ سپس کم کم آن را افزایش داده تا به اوج برسید و سپس دوباره به پرده های پائین باز گردید؛ که رعایت این روند را فرم مداحی گویند. البته فرم مداحی علاوه بر طبقات صوتی باید در الحان بکار برده شده نیز رعایت شود؛ به عنوان مثال برای شروع باید با گوشۀ درآمد دستگاه افشاری شروع نمود و در ابیات بعدی به گوشۀ جامه دران و سپس .... را اجرا نمود. در واقع مداحی شما چه از نظر طبقات و پرده های صوتی و چه از نظر الحان مورد استفاده نباید یکنواخت و یک دست باشد زیرا هم برای خود شما و هم برای مستمعین خسته کننده و کسل آور خواهد شد. که به رعایت این نکات اجرای صحیح فرم مداحی گویند.

 

چرا نباید برای شروع از طبقات صوتی بالا و یا نغمات میانی و الحان سخت استفاده کنیم؟

شاید برای شما این سوال پیش بیاید که به چه دلیل باید قواعد و قوانین فرم خواندن را رعایت کنیم و هر طور دلمان خواست شروع نکنیم؛ در پاسخ باید گفت اولاً در هنگام شروع مداحی اصولاً حنجرۀ شما گرم نشده است و آمادگی لازم برای اجرای الحان سخت یا مداحی در طبقات صوتی بالا را ندارد و انجام این کار موجب ایجاد فشار مضاعف بر حنجره شده که این فشار زیاد در طول زمان موجب ایجاد بیماری ندول حنجره می شود. ثانیا در ابتدای خواندن شما مردم این انتظار و آمادگی لازم را ندارند که شما در پرده های صوتی بالا مداحی کنید و انجام این کار میتواند موجب مشوش شدن ذهن مستمعین شده و نتیجتا نتوانید مستمعین را بطور شایسته همراه و هم نوای خود گردانید؛ ضمناً به لحاظ حرفه ای و فنی شما باید متناسب با عکس العمل مستمعین خود پردۀ صوتی و لحن مناسب را انتخاب و اجرا کنید. ثالثا وقتی شما با طبقۀ صوتی بالا شروع کنید جدای از مضرات گفته شده؛ اصولاً دیگر قادر نخواهید بود به پرده های صوتی بالاتر بروید و این یعنی یک نواختی مداحی شما که این یکنواختی هم موجب خستگی و دلسردی خود شما خواهد شد و هم موجب کسالت و بی میلی مستمعین میگردد.

 

کانال آموزش ذکر عشق

amoozeshe_zekre _eshgh@

مقتل شناسی 1

دسته بندی کتب مقتل

 

محققین،کتب تاریخی مربوط به زندگانی و مقتل ائمه را به سه دسته تقسیم بندی کرده‌اند:

الف. کتب دسته اوّل تاریخی:

یعنی کتب تألیف شده بین قرون اول تا هفتم هجری قمری؛ هر مطلبی که ما میخوانیم حتما باید در یکی از کتب دسته اول تاریخی آمده باشد تا مستند محسوب شود و کتب دسته دوم و دسته سوم تاریخی حتما باید مطالبشان را به یکی از کتب دسته اول تاریخی مستند کنند تا مستند محسوب شود؛ البته این بدان معنا نیست که هرآنچه در کتب دسته اول تاریخی هم آمده است صحیح است ، بلکه گاهی مواقع مطالب غیر واقع و نادرست هم در این کتب دیده شده است اما تعداد آن خیلی کم است. بعضی از کتب دسته اوّل تاریخی به تر تیب قرون عبارتند از: قرن دوّم : مَقْتَلُ الْحُسَین(جـابربْنِ یزید جُعفی)، مَقْتَلُ الْحُسَین(عَمّار دُهْنی)، تَسْمِیَةُ مَنْ قُتِلَ مَع الحُسَین(فُضَیل‌ بْنِ زَبیر)، مَقْتَلُ الْحُسَین(ابی مِخْنَف). قرن سوّم : تاریخ یعقوبی(احمد بن ابی یعقوب)، اَنْسابُ الاَشْراف (یحیی بْنِ جابِر بَلاذُری)، بَصائِرُ الدَّرَجات فی فَضائِلِ آلِ مُحَمَّد(محمد بْنِ صَفّار)، تاریخ خَلِیفه (خلیفة بن خیاط)، تاریخُ الْخُلَفاءِ ـ الامامة والساسیةـ (اِبْنِ قُتیْبه دِيْنَوَری) اَلطّبَقاتُ الْکُبْری(مُحَمّد ِبْنِ سَعْد) مَقْتَلُ الْحُسَین(هِشامِ کَلْبی)، اَلاخْبارالطِوال (ابوحَنیفِه دِيْنَوَری). قرن چهارم: کامِلُ الزّیارات (اِبْنِ قولویه)، تاریخ الاُمَمُ والْمُلوک ـ تاریخ طبری ـ (محمد بْنِ جَریرِطَبَری)، شَرْحُ الأخْبار فی فَضائِلِ الائمّۀِ الأطْهار وکتاب الْمَناقِبُ وَالْمَثالِب (قاضی نُعْمان مغربی)، تاریخ اهل البیت (اِبْنِ ابی الثلج)، کِتابُ الْفُتوحِ (اِبْنِ اَعْثَم کوفی)، الْعِقدُ ِالْفَریدِ (اَحمَد بْنِ مُحَمّد انْدلسی)، مُرُوجُ الذَّهَبْ وَ مَعادِن الْجوهر(حُسین بْنِ علی مَسْعُودی)، مقاتل الطالبیین (ابوالفرج اصفهانی)، أمالی و عُیون اخبارالرضا (شیخ صدوق)، اِثباتُ الوَصیّة لِلامام علی بْنِ اَبیطالب (علی بْنِ حسین مَسْعُودی)، بَشارة المُصْطفی لِشِیعة المُرتَضی (عِمادُ الدینِ طَبَری)، تاریخنامه طبریِ (بلعمی). قرن پنجم : رجالُ النَّجاشی(علی نجاشی)، أمالی، الارشاد و مَسْارُّ الشِّیعه (شیخ مفید)، اَلْبِدْءُ وَالتّاریخِ (مُطهربْنِ طاهِر مُقَدّسی)، تَجارِبُ الاُمَمِ (ابو علی مَسْکویه)، مَقْتَلُ الْحُسَینِ (شیخ طوسی)، النَّوادِرللْراوندی (سید فضل الله راوندی). قرن ششم : رَوْضَةُ الْواعِظِینِ (فَتّالِ نیشابوری)، مَقْتَلُ الْحُسَینِ ( موفق بن احمد خوارزمی)، اِعْلامُ الْوَری بِِأعْلامِ الْهُدی (فَضل بْنِ حَسَن طَبَرْسی)، الاحْتِجاجْ عَلی اَهل الْلِجاجْ (احْمد بْنِ عَلی طَبَرسی)، مَناقِبِ آل ابیطالِب (اِبْنِ شهْرآشوب)، الثّاقِب فِی الْمَناقِب (اِبْنِ حَمْزِه طوسی)، تاجُ الْمَوالِیدْ فی مَوالِیدِ الأئمّه(فَضْلِ بْنِ حَسَن طَبَرْسی)، تاریخ دمشق (اِبْنِ عَساکِر)، الْخَرائجْ وَ الْجَرائحِ (قطب راوندی)، اَلْمُنْتَظَمْ فِی تاریخِ الاُمَمِ وَ الْمُلُوک ( اِبْنِ جَوْزیْ).  قرن هفتم : اللُهُوفُ عَلی قَتَل الطُفُوف، مِصْباحُ الزّائر و اِقْبال الأعْمال (سیّد بْنِ طاوس)، کَشْفُ الغُمَّة فی مَعْرِفَۀ الأئمّۀ (مُحَدّث‌ ارْبلی)، مُثیرُالأحْزان (اِبْنِ نمای حِلّی)، تَذْکِرَةُ الْخَواصِ (سِبْط اِبْنِ جُوْزیْ)، َالْکامِلْ فِی‌التّاریخِ (اِبْنِ اثیر)، بُغْیَةُ الطَلبِ فی تاریخ حَلَب ـ ترجمة الامام الحسین ـ (ابْنِ عَدیم)، اَلدُّرُ النَظیمْ فی مَناقِبِ الأئمَّه (حاتم شامی)، مَطالِبُ السَّئووُل فی مَناقِبِ آل الرَّسُول (محمد بن طلحه شافعی)، الکامِلُ فی السَّقیفِه ـ کامل بهائی ـ و مَناقِبُ الطّاهِرینِ (عِمادُ الدّین طبری).

ب. کتب دسته دوّم تاریخی

( کتب تألیف شده بین قرون هشتم تا دوازدهم ) که این کتب نیز در درجه دوم اهمیت قرار دارند بعضی از کتب دسته دوّم تاریخی  به تر تیب قرون عبارتند از: قرن هشتم : الْبِدایَةُ وَالنَّهایَة (اِبْنِ کَثیر). قرن نهم : تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ وَزِینَةُ الْمَجالِسِ (موسوی حائری)، فُصُولُ المُهِمَّۀُ فِی مَعْرِفَۀِ الائمَّۀ (صباغ مالکی)، عُمْدَةُ الطّالِبْ فِی اَنْسابِ آل اَبیطالِبْ (اِبْنِ عنبه حسینی). قرن دهم : روضَةُ الشُّهداءِ (ملا حسین کاشفی ـ این کتاب تحریفی است). قرن یازدهم :  بَحارُالأ نْوار و جَلاءالْعُیونِ (عَلاّمه مَجلسی)، اِحقاقُ الْحَقِ وَ اِزهاقِ الْباطل (مرعشی تستری)، اَلْمُنْتَخَب فِی جَمیعِ الْمَراثیِ (مُحَمد بْنِ علی طُرَیحی ـ این کتاب تحریفی است ). قرن دوازدهم : عَوالِمُ الْعُلومِ  (عبدالله بحرانی).

ج. کتب دسته سوّم تاریخی

( کتب تألیف شده بعد از قرن دوازدهم) که این به خاطر فاصله زمانی زیاد حتما باید مطالبشان به یکی از کتب دسته اول تاریخی مستند باشد ؛ متاسفانه در این دوره کتب نامعتبر و غیر مستند هم چاپ شده است که غالبا در دسترس مداحان هم قرار میگیرد ( برای آگاهی بیشتر از کتب تحریفی به بخش کتاب و قسمت معرفی کتب تحریفی همین سایت مراجعه فرمائید) بعضی از کتب دسته سوّم تاریخی به تر تیب قرون عبارتند از: قرن سیزدهم : الدَّمْعَةُ السّاکِبَة (بهبهانی)، مُهیِّج الأحْزان (یزدی حائری)، ناسِخُ التّواریخ (محمد تقی سپهر)، اَسْرارالشَّهادةِ (دربندی) ـ این چهار کتاب تحریفی هستند. قرن چهاردهم : لؤلؤ ومَرجانِ (مُحَدّثِ نوری)، نَفَسُ الْمَهْمُوم و مُنْتَهَی اْلآمال (شیخ عبُاس قُمی)، ذَخیرة الدّارین (حائری شیرازی)، کِبْریتِ احْمَرِ (بیرجَنِّدی)، قَمْقامُ زَخّارِ (فرهاد میرزا)، مَقْتَلُ الْحُسَینِ (مُقَرّم)، لَواعِجُ الاَشْجان، اَعْیانُ الشِّیعَه (امین عاملی)، وَقایع الأیّامِ (خیابانی)، مُنْتَخِبُ التّواریخِ (خراسانی)، بررسی تاریخ عاشورا (دکترآیتی)، تحقیق در باره اوّل اربعین (قاضی طباطبائی). قرن پانزدهم: مقتل معصومین (محققین سازمان تبلیغات اسلامی)، مقتل جامع (پژوهشگران موسسه امام خمینی)، آینه در کربلاست (سنگری) و ...

 

التماس دعا

 

www.zaker110.ir

اصول و فنون مداحی 2

  اجزاء اجرای یک مجلس کامل :

در ابتدا با توجه به مطالب گفته شده و مطالبی که در آینده به آن اشاره می شود مثلا برای یک ساعت مداحی در شهادت حضرت زهرا (س) باید این بخش ها خوانده شود. در باره هر بخش مفصل توضیح داده خواهد شد

الف) ابتدا باید یک رباعی صلوات بخوانید این رباعی بیشتر به این منظور خوانده می شود که ضمن اینکه جلسه با ذکر صلوات معطر میشود و توصیه ها و احادیث فراوانی نیز در این خصوص وجود دارد؛ عامل می شود که مستمعین در مداحی شما به نوعی مشارکت داشته و پس از ذکر صلوات دیگر به عواملی همچون تعریف کردن؛ حواس پرتی و ... مشغول نباشند.

ب) خواندن دعای مقدمه ای استغفار؛ ( استغفرالله الذی لا اله الا هو ....) ما در خصوص خواندن قرآن آیه داریم که میفرماید: ( لا یَمُسُّهُ الَّا المُطَهَّرون )یعنی قرآن را مس نمیکنند مگر آنان که مطهر باشند لذا از آداب تلاوت قرآن با وضو بودن ، طهارت داشتن و... تعیین شده است؛ ؛ طهارت نیز منظور هم طهارت ظاهری است و هم طهارت روحی است؛ با توجه به اینکه در روایات ائمه قرآن ناطق نامیدهشده اند و همان شأن و منزلت و حرمت قرآن برای آنان نیز باید رعایت شود؛ پس نتیجه می گیریم قبل از مداحی و بردن نام اهل بیت با تمسک به آیه ( لا یَمُسُّهُ الَّا المُطَهَّرون ) استغفار میکنیم تا از گناه های احتمالیمان پاک شویم

ج) خواندن دعای فرج و سپس یک رباعی یاغزل امام زمان (عج) به تناسب حجم مطالب و وقت شما؛ شروع مجلس با نام امام زمان (عج) نیز یک وظیفه است چنانچه به قول شاعر:

ارباب دل چو روی به سوی خدا کنند      اول به جان گمشده خود دعا کنند.

اما نکته بسیار مهم و قابل توجه اینکه باید مراقب باشیم خواندن دعای فرج نباید برای مقدمه یا رفع هم همه یا تنظیم صوت باشد شاید بتوان گفت مهمترین بخش مداحی شما همین بخش است و باید با توجه کامل همراه با حضور قلب و ملتمسانه مداح و مستمعین باشد؛ گاهی دیده شده است به این اصل مهم توجه نمیشود که این غفلت نابخشودنی بیشتر از انکه جفا به حضرت باشد ظلم به خودمان است. نکته بعدی اینکه غزل امام زمانی انتخاب شده باید متناسب به همان مناسبت (شهادت حضرت زهرا) باشد.

د) بعد از آن یک غزل یا قصیده یا مثنوی( متناسب با وقت و حجم مطالب) که توضیحات کامل قالبهای شعری در ادبیات مداحی وبلاگ آمده است در مدح حضرت زهرا سلام الله علیهاخوانده شود که در حین خواندن قصیده یک کرامتی از بی بی که معمولا متناسب با معنی یکی از ابیات قصیده است بخوانید

هـ) در بخش بعد یک غزل یا قصیده یا مثنوی مصیبت ( متناسب با وقت و حجم مطالب) و سپس روضه و زبانحال خوانده شود. و پس از آن یک نوحه واحد و سپس شور ...

 

در ادمه مباحث به هرکدام از قسمتها مثل روش دعا خوانی ،روضه و اقسام آن اشاره خواهیم کرد.

 

www.zaker110.ir

اصول و فنون مداحی1

سه اصل بسیار مهم که یک مداح باید بداند

 

در واقع این سه اصل چکیده تمام مطالب در اصول یک مداح است که خود به شاخه های مختلفی برای توضیح بیشتر تقسیم می شود

یک مداح خوب و حرفه ای در اجرای برنامه خویش باید ابتدا سه اصل مهم را مد نظر قرار بدهد و بر آن اساس اجرای برنامه داشته باشد؛

اول اینکه حتماً مداحی او شامل بخش های مختلف توسل به امام زمان، پندیات، مدح و کرامات اهل بیت، شعر مرثیه ای و نهایتاً سینه زنی و شور خوانی باشد.( در مراسم های عزاداری و هیات ها و الا در مجالس مولودی خوانی یا مجالس ولیمه یا مجلس ختم این الگو تغییر خواهد داشت)

 دوم اینکه مدت زمان اختصاص داده شده به او را مد نظر قرار بدهد و بر آن اساس برنامه ریزی کند مثلاً اگر به او گفته شده است در حد 10 تا 15 دقیقه مداحی کند «غالبا در مجالس مجمع الذاکرین هر شهرستان یا استان و یا مجالسی که چندین مداح وجود دارد اینگونه عمل می شود» دیگر نمی تواند در بخش پندیات یک غزل کامل بخواند بلکه بهتر است به یک رباعی بسنده کند و یا در بخش توسل به امام زمان نباید یک غزل کامل و بلند بخواند بلکه بالعکس یک رباعی یا یک غزل 4 یا 5 بیتی کوتاه بخواند؛ و اگر فرصت یک ساعته به او داده اند صحیح نیست که با اشعار کوتاه و متعدد که بعضاً مضامین آن هم یکی نیست به ارائه برنامه بپردازد؛ بلکه باید در این مواقع یک قصیده و یا مثنوی بلند انتخاب کرده و بخواند.

و سومین نکته که باید مد نظر قرار داد نوع سلیقه و تحصیلات مستمعین است؛ مثلا اگر مستمعین شما افراد مسن هستند دیگر اجرای سبک های مختلف سینه زنی و طولانی کردن آن معنا ندارد، و یا اگر مستمعین شما افراد تحصیلکرده و اساتید دانشگاه هستند حتما باید اشعاری با مضامین پُربار و صنایع شعری بالا انتخاب و خوانده شود چنانچه باید برای افراد بی سواد یا کم سواد برعکس عمل نمود.

تذکرمهم: گاهی مواقع دیده شده است که بعضی از افراد که جسارتاً نمی توان از نظر تعریف حرفه ای آنان را مداح دانست، در مداحی ها خود فقط به یک بخش که اصولا سینه زنی است توجه دارند که این روش کاملا غلط و مردود است، این افراد معمولا در توجیه این اشتباه بزرگ خود می گویند که مستمعین ما چنین چیزی از ما میخواهند؛ اولا اینکه این توجیهی غلط است و بیشتر برای پنهان کردن عدم توانایی خود در اجرای مختلف بخش های مداحی بکار برده می شود؛ ثانیاً درست است که گفته شد باید به سلایق و خواسته های مستمعین توجه داشت اما این بدان معنی نیست که تسلیم محض خواسته های مستمعین باشیم ؛ در بحث های اخلاق مداحی بخشی وجود دارد به نام« تعامل و تزاید» در تعریف این بخش گفته می شود تعامل یعنی اینکه به خواسته ها و سلایق مستمعین هم توجه کنیم اما این توجه باید همراه با تزاید باشد یعنی اینکه باید تلاش کنیم به مرور سطح معلومات تمایلات و ذائقه مستمعین را ارتقاء دهیم در واقع تعامل بی تزاید معنا ندارد و مردود است.

 

www.zaker110.ir

ادبیات مداحی قسمت 16 - شعر نیمایی

شعرنو (نیمایی)

 

شعر نيمايي  :   شعري است با مصراع هاي كوتاه و بلند كه قافيه در آن نظم خاصي ندارد . اين گونه اشعار داراي وزن هستند و گاهي هم قافيه دارند اما طول مصراع هاي آن با هم مساوي نيست .

مشخصات شعر نيمايي :

1- مضمون و درون مايه شعر نيمايي احساسات ، تجربيات شخصي ، عشق ، سياست و اجتماع مي باشد .

2- پديد آورنده ي شعر نيمايي ، علي اسفندياري مشهور به « نيما يوشيج » است .

 

تفاوت شعر نيمايي با قالب هاي سنتي

1- محتوا و درون مايه : نگاه تازه به طبيعت و جهان ، جهت گيري اجتماعي و استفاده از نمادها در طرح مسائل اجتماعي ، انعكاس فضاي طبيعي و رنگ محلي در شعر از ويژگي هاي محتوايي شعر نيمايي است .

 2- از نظر قالب : كوتاه و بلند شدن مصراع ها و جابجايي قافيه از ويژگيهاي ديگر شعر نيمايي به شمار مي آيد .

 

تحولات شعر نيمايي پس از نيما

1- شعر آزاد يا نيمايي كه وزن دارد اما جاي قافيه در آن مشخص نيست . مانند بعضي از سروده هاي مهدي اخوان ثالث ، سهراب سپهري و قيصر امين پور .

2- شعر سپيد كه آهنگ دارد اما وزن عروضي ندارد و جاي قافيه در ان مشخص نيست . مانند بعضي از اشعار موسوي گرمارودي .

3- موج نو كه نه آهنگ دارد نه قافيه و نه وزن عروضي . فرق آن با نثر در تخيل شعري است . شعر موج نو به دشواري و مشكل بودن مشهور است . مانند برخي از اشعار احمد رضا احمدي .

 

مشهورترين سرايندگان شعر نيمايي (نو) عبارتنداز : نيما يوشيج ، مهدي اخوان ثالث ، فرخ فرخزاد و سهراب سپهری

 

www.zaker110.ir

ادبیات مداحی قسمت 15 - مستزاد

مستزاد

 

مستزاد :    به شعري گفته مي شـود كه به آخـر هر مصـراع آن يك قـُالب شعري ديگر ، به صورت كلمات موزون ( وزن دار ) افزوده مي شود. بطوري كه كلمه يا كلمات افزوده شده معني مصراع ماقبل خود را تكميل مي كند .

نكته : كلمات موزون پايان مصراع ها همگي بر يك وزن مي باشند و با مصراع هاي قبل خود نيز هم وزن اند .

توجه : مداحان عزيز به خاطر داشته باشيد كه مصراع هاي اوّل مستزاد خود در واقع يكي از قالب هاي قطعه ، رباعي يا غزل بوده است كه شاعر با افزودن كلمات موزون به پايان هر مصراع قالب جديدي به نام مستزاد ساخته است به گونه اي كه كلمات موزون معمولاً تابع قالب شعر هاي اصلي  مي باشند .

مثال شعري :                دوشينــه پـي گـلاب مـي گــرديــدم                 بـر طـرف چمـن

                                 پـژمــرده گلــي ميـان گلشـن ديــدم                   افسرده  چو من

                                 گفتم كه چه كردي كه چنين مي سوزي              اي يـار عـزيــز

                                 گفتـا كه دمي در ايـن چهـان خنديدم                 پس واي به مـن

مشخصات مستزاد :

1- موضوع و درون مايه مستزاد مي تواند مدح ، عشق و عرفان ، مسائل اجتماعي و ميهني باشد .

2- تنها قالب شعر سنتي است كه مصراع هاي آن با هم مساوي نيستند .

3- اولين مستزاد در قرن پنجم از مسعود سعد سلمان بر جاي مانده است .

 

نكته : اهمّيّت مستزاد در آن است كه در پيدايش شعر نيمايي اثر داشته و منبع الهام نيما در كوتاه و بلند كردن مصراع هاي شعر نو بوده است . 

مشهورترين مستزاد سرايان عبارتنداز : مسعود سعد سلمان ، نسيم شمال ، ملك الشعرا بهار ، اديب الممالك فراهاني ، اخوان ثالث و حسام هروي .

 

نمونه مستزاد مذهبی:

شاعر سنا

گر حاجت خود بری به درگاه خدا ---------- با صدق و صفا

حاجات تو را کند خداوند روا ---------- بی چون و چرا

ز نهار مبر حاجت خود در بر خلق ---------- با جامه ی دلق

کز خلق نیاید کرم وجود و عطا ---------- بی شرک و ریا

 

 www.zaker110.ir

ادبیات مداحی  قسمت 14 - مسمط

مسمط

 

مسمط :     شعري است كه از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد و هر رشته از چند مصراع هم وزن و هم قافيه تشكيل مي شود و در هر رشته تمام مصراع ها به جز مصراع آخر ، هم قافيه است . و مصراع آخر هر رشته را « بند » مي گويند . اين مصراع ها ( بند ها ) كه در تمام رشته ها هم قافيه هستند ، در واقع حلقه ي ارتباط رشته ها نيز محسوب مي شوند .

توجه : هر رشته از مسمط معمولاً سه تا شش مصراع دارد كه به اندازه ي تعداد مصراع ها نام گذاري مي شوند . يعني سه مصراعي را مسمط مثلث ، چهار مصراعي را مسمط مربع ، پنج مصراعي را مسمط مخمس و شش مصراعي را مسمط مسدس مي گويند . 

نمودار مسمط مخمس

                                                               .................1       ................. 1

                                                               .................1       ..................1         

                                                                           ...................*                                                                                                                                                                                      

                                                             ................. 2         .................. 2

                                                            ...................2         ....................2

                                                                           ...................*

نكته : گاهي شاعر همه ي مصراع هاي رشته اوّل را ، با تمام مصراع هاي آخر همه ي رشته ها ( بند ها ) هم قافيه مي آورد .

مشخصات مسمط :

1- تعداد رشته هاي مسمط نامعين و به اختياري شاعر است .

2- موضوع و محتواي مسمط غالب تغزل ، مدح ، اشعار سياسي ، ملّي و ميهني است .

3- بنيانگذار مسمط منوچهر دامغاني ( شاعر قرن پنجم ) است .

 

مشهورترين مسمط سرايان عبارتنداز : منوچهر دامغاني ، قاآني و ملك الشعرا بهار .

مسمط تضميني

    شعري است كه شاعر به عنوان تضمين ، معمولاً ، غزلي را از شاعر معروفتر انتخاب مي كنيد و هر يك از بيت هاي آن غزل را به ترتيب در پايان هر رشته از مسمط خود مي آورد كه مصراع هاي دوم ابيات غزل « بند هر رشته » قرار مي گيرند .

نكته : تعداد رشته هاي مسمط تضميني تابع تعداد بيت هاي غزل است . ( براي مثال اگر غزل مورد تضمين هفت بيت باشد ، مسمط نيز هفت رشته خواهد بود .)  

مشهورترين سرايندگان مسمط تضميني عبارتنداز : ملك الشعرا بهار ، استاد شهريار و شيخ بهايي

                                                           ....................1      .................1

 نمودار مسمط تضميني :                            .....................1      ...............1

                                                                        .....................1»

                                                            ...................2        ..................2

                                                              ..................2        ..................2

                                                                           ....................1»

                                                              ...................3    ...................3

                                                               ....................3    ..................3

                                                                          ...................1»

نمونه مسمط مذهبی:

شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام

شاعر : محمود ژولیده           نوع شعر : مرثیه

 این مسمط چهار مصراعی است.

 

هرکه خــواهد بخــدا بنــدگی آغــاز کند                باید عبـداللَـهی احساس خود ابــراز کند

کیست این طفل که درکودکی اعجازکند                قدرت فــاطمی اش رفـتـه به بابا حَسَنش

کیست این طفل که تفسیر کند مـردن را             سهــل انگــاشت به میدان عمل رفتن را

غیرت حیدری اش ریخت بهم دشمن را                 یــازده ســاله ولی لایق رهـبــر شـدنـش

واژه ای نـیـست به مــداحــی ایـن آزاده                چه مقــامـی است خــدا داده به آقــازاده

از کجــا آمــد و راهش به کجــا افـتــاده                   دامــن پــاک عمــو بود از اول وطـنـش

بی زِرِه آمد وجــان را زِرِه قــرآن کرد                     بی سپــر آمد و دستش سپــرجانان کرد

بی رجز آمد و ذکر عمویش طوفان کرد                  بی کـفـن بود ولی خــون تنش شد کفنش

از حــرم آمدنش لرزه به لشگـر انداخت                جان خود را سپرجان عمو جانش ساخت

ای بنازم به مقامش که چه جایی جان باخت         مثل شش ماهه شده شیوۀ جان باخـتـنش

بیدرنگ آمد و بر پـرچــم دشمن پا زد                    خوب در معــرکـه فــریاد سرِ اعــدا زد

بــوسه برروی عمــو ازطرف بـابا زد                       بوسه زد نیزۀ بیرحم به کــام ودهنـش

همچو بابا همه اســرار نهــان را میدید                  برتن پاک عمو تیــر وسنـان را میدید

عـمۀ مضطـرب و دل نگران را میدید                      دیــد در هلهله ها ضربه به پهلـو زدنش

مَحــرم سِـر شد و اســرار نهان افشا شد              دیــد تیــر آمد و برقلب عمـویش جا شد

ذکر (لا حول) شنید وهمه جا غوغا شد                 در دو آغــوش حسین و حسن افتاد تنش

تیــغی آمد به سر او سر و سامـانش داد                زودتر از همه کس رأس به دامانش داد

لب خــنــدان پــدر آمــد و درمــانش داد                   مــادرش فــاطمه آمد به طــواف بــدنش

 

 

استفاده با ذکر منبع و یک صلوات بلامانع است.

www.zaker110.ir

ادبیات مداحی قسمت 13 - ترکیب بند

ترکیب بند

 

تركيب بند  :  غزل هايي است ، هم وزن با قافيه هاي متفاوت كه با بيت مصرع غير تكراري ، به هم مي پيوندند .

...................1        ......................1

...................        .....................1

...................          .....................۱

..................*         ..................*

.....................2      .....................2

...................          ....................2

...................         ......................2

...................+       .....................+

...................3      ..................3.

...................        ..................3

...................        .................. 3

.................&        .................&

.....................        .......................4

....................          .....................4

..................       .......................4

................. #        ......................#

 

تفاوت ترجيع بند با تركيب بند : ذاکرین عزيز ! همانگونه كه آموختيد ، دو بيت ترجيع بند و تركيب بند فقط در « بيت مصرع پاياني » در هـر بخـش با هـم اختلاف دارند . بطوريكه در ترجيع بند « بيت مصرع پاياني » عيناً در پايان هر بخش تكرار مي شود . امّا در تركيب بند « ابيات مصرع پاياني » در هر بخش با هم فرق دارند .

مشخصات تركيب بند :

1- در تركيب بند ، شكل قافيه و تعداد ابيات هر يك از بخش ها شبيه غالب غزل است امّا شاعر در آوردن تعداد غزل ها آزاد مي باشد .   

2- دون مايه و محتواي تركيب بند مسايلي چون رثا ، مدح و عشق و عرفان است .     

3- ابيات پاياني غزلها ، با بيت مصرع پايان هر بخش ارتباط معنايي دارند كه اين ارتباط باعث وحدت موضوع در كل تركيب بند مي گردد .

4- اولين تركيب بند از قطران تبريزي است . ( قرن پنجم )

 

مشهورترين تركيب بند سرايان عبارتنداز : جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني ، محتشم كاشاني و وحشي بافقي

 

مشهورترین ترکیب بند مذهبی:

تركيب بند محتشم كاشاني

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است                    باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين                              بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

اين صبح تيره باز دميد از كجا كز او                                      كار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گويا طلوع مي كند از مغرب آفتاب                                        كاشوب در تمامي ذرات عالم است

گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست                                      اين رستخيز عام كه نامش محرم است

در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست                                     سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است

جن و ملك بر آدميان نوحه مي كنند                                    گويا عزاي اشرف اولاد آدم است

خورشيد و آسمان و زمين نور مشرقين

پرورده كنار رسول خدا حسين

 

كشتي شكست خورده ز طوفان كربلا                                   در خاك و خون طپيده به ميدان كربلا

گر چشم روزگار بر او زار مي گريست                   خون مي گذشت از سر ايوان كربلا

نگرفت دست دهر گلابي به غير اشك                                  زان گل كه شد شكفته به بستان كربلا

در آب هم مضايقه كردند كوفيان                                          خوش داشتند حرمت مهمان كربلا

بودند ديو و دد همه سيراب مي مكيد                                   خاتم ز قحط آب سليمان كربلا

زان تشنگان هنوز به عيوق مي رسد                                     فرياد العطش ز بيابان كربلا

آه از دمي كه لشكر اعدا نكرد شرم                                      كردند رو به خيمه سلطان كربلا

آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد

كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

 

كاش آن زمان سرادق گردون نگون شدي                            وين خرگه بلند ستون بي ستون شدي

كاش آن زمان در آمدي از كوه تا به كوه                               سيل سيه كه روي زمين قيرگون شدي

كاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بيت                                يك شعله برق خرمن گردون دون شدي

كاش آن زمان كه اين حركت كرد آسمان                             سيماب وار كوي زمين بي سكون شدي

كاش آن زمان كه پيكر او شد درون خاك                             جان جهانيان همه از تن برون شدي

كاش آن زمان كه كشتي آل نبي شكست                             عالم تمام غرقه درياي خون شدي

آن انتقام گر نفتادي به روز حشر                                          با اين عمل معامله دهر چون شدي

آل نبي چو دست تظلم بر آورند

اركان عرش را به تلاطم در آورند

 

www.zaker110.ir

 

ادبیات مداحی قسمت 12 - ترجیع بند

ترجیع بند

 

ترجيع بند :    اين قالب شعري ، مجموعه اي است از چند بخش هم وزن با قافيه هاي متفاوت كه يك بيت مصرع و تكراري به عنوان بيت « ترجيع يا بر گردن » در پايان هر يك از بخش ها مي آيد و آنها را به هم پيوند مي دهد .

نكته : هر بخش ترجيع بند از نظر قافيه كاملاً شبيه يك غزل است .

نمودار ترجيع بند

...................1        ......................1

...................          .....................1

...................          .....................1

..................*         ..................*

.....................2      .....................2

...................           ....................2

...................         ......................2

..................*         ..................*

...................3       ..................3.

...................         ..................3

...................         .................. 3

..................*         ..................*

.....................        .......................4

....................          .....................4

    ..................       .......................4

..................*         ..................*

مشخصات ترجيع بند :

1- در ترجيع بند تعداد ابيات هر يك از بخش ها تابع قالب غزل است .

2- تعداد بخش هاي ترجيع بند به اختيار شاعر است .

3- درون مايه ترجيع بند مسايلي چون مدح ، عشق و عرفان است .

4- ابيات پاياني هر بخش با بيت ترجيع ارتباط معنايي دارد . كه اين ارتباط موجب وحدت موضوع در كل ترجيع بند مي شود .

5- اوّلين ترجيع بند شعر فارسي از فرخي سيستاني است . ( قرن چهارم و پنجم )

 

مشهورترين ترجيع بند سرايان عبارتنداز : فرخي سيستاني ، سعدي و هاتف اصفهاني

توجه : به هر يك از بخش هاي ترجيع بند« خانه يا رشته » و به بيت مصرع ميان آنها « ترجيع يا برگردان » مي گويند .

 

 

یک ترجیع بند مذهبی:

ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم

شاعر : وحید قاسمی نوع شعر : مدح 
وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

 

زمین به لرزه درآمد، شکست کنگره ها             رهــا شـدنــد خــلایــق ز بند سیطره ها

شبــی که آتش آتـشـکــده فــروکـش کرد             شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها

صــدای همهمه ی مــوبــدان زرتـشـتـی             هـنــوز مانـده به گوش تمام شب پره ها

شب ولادت فــرخـنــده ی بـهــاری سبـز            شب وفــات زمستــان ســرد دلـهــره ها

دوبــاره نــور و طراوت به خانه ها آمد            نـسـیــم آمــد و وا شد تــمـام پـنـجـره ها

جهان به یُمن حضورش، بهشتی از برکات

نثــار مقدم پــر خـیــر و برکتش صلوات

ستــاره هــا به نـگــاهــی شـدنـد سلمانش            منـجّـمـان، مــسـلـمـانِ بــرق چـشـمـانـش

ز انـبـیـاء الـهـی کـه رفـتـه تـا مـعـراج؟            به غیر از او که ملائک شدند حـیـرانش

مـقــام بـنــدگی اش را کـسـی نـمی دانـد          پـیــمـبــران اولــوالـعـزم مـات ایـمـانـش

بـسـاط ذکــر سـمـاوات را مُـنـوّر کـــرد          نـمـاز نـیـمـه شب و شـور صوت قرآنش

اویس هـای قَــرَن را نـدیـده عاشق کـرد             تـبــسّــم لـبِ داوودیِ  غـــزل خــوانــش

شفیع روز جزا گشت وحضرت حق داد             به دست پــاک مـحـمّـد کـلـیـد رضـوانش

امـیـر و قـافـلـه سالار کــاروانِ  نـجـات

نـثـار مـقـدم پـر خیـر و برکتش صلوات

مسیح مکّه شد و نبض مرده را جان داد         به مــرگ دخـتـرکـان قـبـیـلـه پـایـان داد

خرافه های عرب را اسیر حکمت کــرد            به جای تیغ جهالت، به عشق میــدان داد

نـمــاز شـکـر سپیدارها چه دیدن داشت!            هـمـان شـبـی کـه سپـیده اذان بــاران داد

نبی ست پیر خرابات و ساقی اش حیدر         در ابتـدا به عـلـی او شــراب عـرفان داد

تبـسّمـش به کسی چون بـلال عـزّت داد             مسیــر اصلـی دیـن را نشـان انـسـان داد

چه قدر فاصله مان تا بهشت کمتـر شد!             بـرات مـردم ری را به دست سلـمان داد

شب تـجـلّـی مهـتــاب روشن عـرصـات

نـثـار مـقـدم پـر خیـرو برکتش صلوات

کــبـوتـرم نـشــدم، تـا کـبـوتـرش بـاشـم             دخــیـل گـنـبـد سـبـزِ مـطّـهـرش بـاشــم

زمـان نــداد اجــازه که مشق عـشق کنم            غـلام مـسـئـلـه آمــوز مـنـبـرش بــاشــم

چه قــدر دیـر رسـیدم سر قرار وصال!            چه شد؟ نخواست که عمّارمحضرش باشم

قـبـول، شیـعـه ی خـوبی نبوده ام اصلاً             نشد که حـلـقـه به گـوش بـرادرش بـاشم

خـدا کـنـد کـه مــرا از قـلــم نــیــنــدازد            بهـشـت؛ مستِ میِ جـام کـوثـرش بـاشـم

به حال و روز خودم فکر میکنم، انگار            قــرار بـوده که گـریـان دخـتـرش بـاشـم

شب گـرفتـن حـاجـت، زیــارت عتـبـات

نـثـار مـقـدم پـر خیر و برکتش صلوات

 

www.zaker110.ir

 

ادبیات مداحی قسمت 11 - چهارپاره

چهار پاره

 

چهار پاره ( دوبيتي هاي به هم پيوسته )

   دوبيتي هاي هم وزن با قافيه هاي مختلف كه در معني به هم پيوسته هستند . با اين تفاوت كه قافيه معمولاً در مصراع هاي دوم رعايت مي شود .         

نمودار چهارپاره   

                            ..............         ...............1                   

                            ..............        ................1

                                         *****

                           ................         .................2

                          .................         ..................2

مشخصات چهارپاره :

1- هر بند از چهارپاره دو بيت است امّا شاعر در آوردن تعداد اين بند ها محدوديتي ندارد .

2- محتواي و درون مايه هاي چهارپاره اجتماعي و غنايي است .

3- چهارپاره بر خلاف دوبيتي محدوديت وزني ندارد بلكه به وزن هاي مختلف سروده مي شود .

4- زمان رواج اين قالب در ايران پس از مشروطه است .

 

مشهورترين چهارپاره سرايان عبارتنداز : ملك الشعرا بهار ، رشيد ياسمي ، فريدون توللي ، فريدون مشيري و دكتر حميدي .

 

چهارپاره مذهبی:

زبانحال امام رضا علیه السلام هنگام خروج از مدینه

شاعر : وحید قاسمی نوع شعر : مرثیه 
وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فعلن

 

 

آســـمـان مــدينــه در ســيــنـه             كوهي از بغض و ناله ها دارد

چــون شــنــيـده امــام آينـه ها             قـصــد تــرك مــديــنه را دارد

كـوچـه هــاي مدينه مي ديـدند             لـحــظــۀ تــلــخِ رفــتــنِ او را

صـحـنـۀ الـتـمـاس كـاسـۀ آب             لـرزش دسـت حضـرت زهـرا

 به زنان قبـــيــله اش فـرمود:             مرهمي بهرزخم هجران نيست

من به اين شهر بر نمي گردم             احتــياجي به آب و  قرآن نيست

تـوشـه را هم به روح پيغـمبر             صــلـوات و ســلام هـديه كـنيد

چنـد روزي براي غربت من             اي زنـــان مديــنه گــريـه كـنيد

بيــن ايـتــام  بـا رعـايت عدل             هـــمـۀ ثــروتـم شـود قـسـمـت

خــانـۀ ســاده و مـحــقــر من             تا ابد وقــف روضـه و هــئـيت

طبـق مـعمـول هـرشب جمعه             مجلس روضه باز پا برجاست

همه شركـت كـــنيد اي مردم             بــانـي روضه مادرم زهراست

خوب بر آخـريـن وصيت من             گوش جان،اي قبــيلــه بسپاريد

بــر مــزار غــريــب اجـدادم             در بقيع شمع ولالــه بــگـذاريد

اين سفارش هميشه اشــكم را             مي برد در خروش و جزو مد

بـر ســر قــبر مــادر عــباس             حرف مشك و عطش نبايد زد!

 

--------------------------------

شهادت امیر المؤمنین علیه السلام

شاعر : حسن کردی

درد هــا حبــس شـده درچـشـمت            نفــس ســوخــتــه ات پُــر آه است

ايــن هــمــه مــرد كــنــارت امــا              همنـشـيـن تو فـقـط يك چــاه است

دست تو ســايــه يك شهــر ولــي            سفــره ات نـان جــو و گنــدم بود

وسعـت دست كــريمت تا عــرش            جـيـب تو جـيـب هــمه مــردم بود

يـكــي يــكــدانــه حــق بــــودي و            آســمــان غيــر تو دلــدار نـداشت

در زمين حـيــف ولــي انـگــاري              حـرف هاي تو خــريــدار نداشت

بعد ســي ســال از آن روز تـلــخ            به در و كــوچه هنــوز حســاسي

روضه ات فرق سر منـشق نيست            كــشتـۀ صــورت ســرخ يــاســي

نـاگهــان فــزت و رب الكــعــبــه            بر لب سجــده سرخت گــل كــرد

بعد طــوفان شد و محــراب افتـاد            خــون پيــشانيتان غــل غــل كرد

 

 

www.zaker110.ir

ادبیات مداحی قسمت 10 - دوبیتی

دوبیتی

 

دوبيتي : دو بيت هم وزن است كه از نظر شكل قافيه همانند رباعي است .

   نمودار دوبيتي :    

 ..................*        ......................*

   ..................         ....................*

مشخصات دوبيتي :

1- دوبيتي بر وزن مفاعلين ، مفاعلين ، فعولن ( مفاعيل ) مي باشد .

2- موضوع و درون مايه دوبيتي درفارسي « ترانه » است كه رايج ترين قالب شعر درنزد روستائيان است 

 

مشهورترين دوبيتي سرايان عبارتنداز : بابا طاهر همداني ، فائز دشستاني .

 

راه تشخيص رباعي از دوبيتي :

   همانطور كه خوانده ايد ، رباعي و دوبيتي فقط از نظر وزن با هم اختلاف دارند . لذا براي تشخيص اين دو قالب از يكديگر فقط كافي است اوّلين هجاي هر يك از دو قالب شعر را بشناسيد . ( دوبيتي با هجاي كوتاه و رباعي با هجاي بلند آغاز مي شود . )

توجه : هجاي كوتاه دو واج دارد ( صامت + مصوت كوتاه ) مثال : ب  ، ك ، ت كه مثلاً : به حرف «ب» صامت و به حركات ــــ مصوت كوتاه گويند .   

هجاي بلند سه واج دارد و ساختار آن به دو شكل است .

1- صامت + مصوت كوتاه + صامت               2- صامت + مصوت بلند

مثال :  براي قاعده نوع اوّل : بر ، در ، گل    ( گ + ــ + ل ) 

مثال :   براي قاعده نوع دوم : با ، كو ، سي    ( صامت «س» + مصوت بلند « ي » ) 

توضيح : در تلفظ هجاها ، مصوت بلند « ا » ، « ي » ، « و » دو حرف محسوب مي شوند .

مثال شعري :     زدسـت ديـد و دل هـر دو فريــاد         كه هر چه ديده بيند دل كند ياد

                      بسـازم خنجـري نيشـش زفــولاد          زنـم بر ديـده تـا دل گـردد آزاد

توضيح : در دو بيت بالا مشاهده مي كنيد كه هجاهاي اوّل مصراع هاي آن به ترتيب ، « ز » ، « ك » ، « ب » و « ز » كوتاه هستند . پس شعر فوق دوبيتي است .

مثال شعري :     هرسبزه كه بركنارجويي رسته است        گويي زلب فرشتـه خويـي رستـه است

                      پا بر سـر سبـزه تا به خواري ننهي         كان سبزه زخاك لاله رويي رسته است 

توضيح : اوّلين هجاي هر يك از مصراع هاي شعر فوق « هر » ، « گو » ، « پا » و « كا »  مي باشد كه يك هجاي بلند هستند پس شعر فوق رباعي است .

 

چند دوبیتی مذهبی:

 

شاعر : سعید پاشا زاده

 

از آن روزی كه خوردی بیهوا زخم            شده از گــریـه پـلـك چـشــم ما زخـم

نمانــده از تنـت چــیــزی به غیــراز           هــزار و نـهـصــد پــنـجــاه تا زخــم

--------------------

زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

شاعر : غلامرضا سازگار 

به حلقت تیــر کین بـنـشست اصغر            تو را دادم چه زود از دست اصغر

خــودم دیــدم که این تیـر سه شعبه             نـفــس را برگــلویت بست اصغــر

---------------

شاعر : یوسف رحیمی ،نوع شعر مناجات

 

شــر‌منــدۀ ‌لطف ‌بــی‌کــر‌ا‌نـت ‌هــستــم            شــر‌منــد‌ه ‌تــر‌ین بـنــدگــانـت ‌هـسـتــم

«یــا ‌ر‌ب اَنـا ‌سَـائِـل ‌ا‌لَّـذِ‌ی اَعـطَـیـتَـه»           عمــر‌یـسـت ‌د‌خـیــل ‌آستــانـت ‌هـستــم

 

 

 www.zaker110.ir

www.zaker110.blogfa.com

 

ادبیات مداحی قسمت 9 - رباعی

رباعی

 

رباعي  :   شعري است داراي چهار مصراع هم وزن كه رعايت نمودن قافيه در مصراع هاي اوّل ، دوم و چهارم الزامي است ولي در مصراع سوم اختياري است . يعني مصراع سوم مي تواند با مصراع هاي ديگر هم قافيه باشد يا نباشد .                                                 

 نمودار رباعي             

      ..............*          ...............*

       .............+          ...............*

مشخصات رباعي :

1- رباعي بر وزن لاحول ولا قوه الا با الله مي باشد .

2- درون مايه و محتواي رباعي عارفانه ، عاشقانه و يا فلسفي است .

3- مناسب ترين قالب براي ثبت لحظه هاي كوتاه شاعرانه است .

 

رباعي سرايان مشهور عبارتنداز : خيام ، مولوي ، عطّار ، بيدل دهلوي و خواجوي كرماني .

 

چند رباعی مذهبی

شاعر : سید هاشم وفائی

ای آن که دلت آینۀ نــور جلــی است            فرمود کسی که حجّت لم یـزلی است

درحال نمــاز ســورۀ فجــر بـخـوان            چون سورۀ فجر بهرحسین بن علی است

-----------

شاعر : سید هاشم وفائی

در عرش فرشتگان چه غوغا کردند            بــزم طرب و عشق مهــیــا کــردنـد

با آمــدن عــلــی اکــبــر، بــا شــوق            رخــســار محــمــدی تمــاشـا کردند

-----------

 

www.zaker110.ir

ادبیات مداحی قسمت 8 - مثنوی

مثنوی:

 

مثنوي :    شعري است بر يك وزن با بيت هاي مصرع ، كه هر بيت قافيه اي جداگانه دارد . و چون هر بيت داراي دو قافيه است آن را مثنوي ( مزدوج يا دوتايي) ناميده اند .  

   نمودار مثنوي :      

    .................1       ....................1 

    .................2        ...................2

    ................ 3       ....................3

مشخصات مثنوي :

1- تعداد ابيات مثنوي حداقل دو بيت است و حداكثر براي آن وجود ندارد .

2- مثنوي مناسب ترين قالب براي بيـان داستان ها ومطالب طولاني از جمله تواريخ و قصص است .

3- موضوع و درون مايه مثنوي حماسي ، تاريخي ، اخلاقي ، تعليمي ، عاشقانه ، بزمي و عارفانه است .

 

مشهورترين مثنوي سرايان عبارتنداز : فردوسي ، نظامي ، اسدي توسي ، مولوي ، عطّار ، سعدي ، سنايي ، جامي ، پروين اعتصامي و شهريار .

 

یک مثنوی مذهبی :

ازحمید رضا برقعی


زبانحال حضرت زینب با برادر در کوفه و شام
وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

 

نسیمی آشنا از ســوی گـیـسـوی تومیآید            نفسهایم گـواهی میدهد بــوی تو میآید

شکــوه توزمین را با قیــامت آشنــا کرده                ورقص باد با گیسوی تومحشربه پا کرده

زمین را غرق درخون خدا کردی خبرداری؟                  تو اسرار خدا را برملا کردی خبرداری

جهان را زیر و روکرده است گیسوی پریشانت             به عالم شور بخشیدی همه عالم به قربانت

مرا ازفیض رستاخیز چشمانت مکن محروم               جهان را جان بده، پلکی بزن،یا حی یا قیوم

خبردارم که سراز دیر نصرانی در آوردی                     و عیــسی را به آیین مسلمـانی در آوردی

خبردارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی               ازآن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو میرفتی و میدیدم که چشمم تیره شد کم کم        به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحـظۀ آخــر نگــاه من صدا میزد                     چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا میزد

حدود ساعت سه،جـان من میـرفت آهسته               برای غـرق در دریــا شدن میرفت آهسته

بخوان!آهسته از اینجا به بعد ماجرا با من                 خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمــام راه بر پا داشتم بــزم عــزا در خود                   ولی از پا نیفتادم،شکستم بیصدا درخود

شکستم بیصدا درخود که باید بی تو برگردم             قدم خــم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

نسیمی آشنا از ســوی گیـسـوی تو میآید               نفسهایم گــواهی میدهد بـوی تومیآید

 

www.zaker110.ir

ادبیات مداحی قسمت 4 - اوزان معروف

اوزان معروف شعری در اشعار فارسی:

 

گروه یك:

 1 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن

روزگار است این كه گه عزت دهد گه خوار دارد             چرخ بازیگر ازین بازیچه ها بسیار دارد

2 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن‌‌

شاهد کل الجمال ایـــزد یکتـــا علیست            پرتو اشـــراق آن پیدای ناپیـــدا علیست

معنی فرقان فروغ ملک جان فخرجهان            شاهد ایمان شه امکان مه بطحا علیست

( الهی قمشه ای )

 

3 ـ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن یا « فاعلاتن فاعلاتن فاعلات»

 

در دل محراب خون جای من است                  نغمۀ تکـبــیــر آوای من است

روزه ام را در سحر قاتل گشود                زان بخون آغشته لب های من است ( سید رضا موید )

 

ادامه نوشته

ادبیات مداحی قسمت 7 - قطعه

قطعه

 

قطعه : شعري است متشكل از چند بيت هم وزن كه فقط مصراع هاي دوم آن هم قافيه باشد .

  نمودار قطعه                                          .................       .................*

                                                            ..................        ................*

                                                            .................          ...............*

مشخصات قطعه :

1- حداقل قطعه دو بيت و حداكثر آن معمولاً بيست بيت مي باشد . ( گاهي قطعه هاي چهل و پنجاه بيتي هم يافت مي شود . )

2- موضوع و درون مايه قطعه معمولاً مسايل اخلاقي ، اجتماعي ، تعليمي ، حكايت ، حكمت ، مدح ، وصف ، هجو و ... مي باشد .

3- قطعه قصيده اي است بدون مطلع مصراع . ( در واقع تفاوت قطعه و قصيده در همين ويژگي است . )

4- تعداد قافيه با ابيات برابر است .

5- قطعه وحدت موضوع دارد يعني از اول تا آخر ابيات ، درباره ي يك موضوع خاص است .

6- قطعه از آغاز شعر فارسي ( قرن سوم ) با ظهور رودكي پديد آمده و تا روزگار ما ادامه دارد .

مشهورترين قطعه سرايان عبارتند از : انوري ، ابن يمين ، و پروين اعتصامي

 

 نمونه یک قطعه مذهبی:

از سید محمد میر هاشمی

 

ای آشـنای زیــنب ای مقتدای زینب              بـشنو نوای زینــب هــیهات مناالذله

 

بازآمدازاسارت زینب حدیث غربت                 امــا نه بــا حــقارت هیهات مناالذله

 

آرامــش و وقــارم گــردیـد افتخارم                  ایــن ذکر شد شعارم هیهات مناالذله

 

گرچه زغم خمیدم هرمـنزلی رسیدم             فــریاد می کشــیدم  هـیهات مناالذله

 

عشق تو سرنوشتم درکـوفه ای بهشتم         بــا خـون سر نوشتم هیهات مناالذله

 

دربند کوفی دون گفتم بهقلب پرخون              ابــن زیــاد مــلعون هیـهات مناالذله

 

گل بود و دست گلچین گفتم به فرقه یکین       ای ابن سعد بی دین هیهات مناالذلـه

 

گفتم به جسم نیلی باروی خورده سیلی        ای خصم حـق ذلیلی هیهات مناالذله

 

این قوم نامسلمان گرد سرتـو رقصان               گفتم به قلب سوزان هیهـات مناالذله

 

اشک رباب و زینب قلب کباب و زینب                بزم شراب و زینـب هیهات مناالذله

 

هرچند من اسیرم این داغ کرده پیرم                اما مبیــن حقــیرم هــیهات مــناالذله

 

ایــوب کـــربلایم دلــخسته از جفایم                 من دخت مرتضایم هــیهات مناالذله

 

گردست بسته بودم محزون وخسته بودم         از پا نــشسته بــودم هیـهات مناالذله

 

بس خصم چنگمان زد از خون که رنگمان زد      از بام سنـگمان زد هـیهات مناالذله

 

بین چهره ها تکیده رخسارها دریده              گوید سرشک دیده  هیــهات مناالذله

 

گل هـای ارغوانی طفلان استخوانی              کردند جانفـشانی هیـــهات منــاالذله

 

کینه برون زحد شد در شام بی عدد شد        گل هــای تو لگد شد هیهات مناالذله

 

ایـن دخـتران عشقند نیلوفرانعشقند               پیغمبران عشقــنـد هیهــات منــاالذله

 

ای وای از حرامی ازظلم و بد مرامی               از ناســزای شــامـی هیهات مناالذله

 

ای که تویی حبیــبم آواره ی غـریبم                داغ تـــو شد نصیبم  هیهات مناالذله

 

 

نمونه یک قطعه اجتماعی:

از پروین اعتصامی

 

روزی کرد گذر پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق از سر هر کوی و بام خاست

 

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم 

کاین تابناک چیست که بر سر تاج پادشاست؟

 

آن یک جواب داد:چه دانیم ما که چیست! 

پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

 

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت: 

این اشک دیده ی من و خون دل شماست

 

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

 

آن پارسا که دِه خَرَد و مُلک، رهزن است

آن پادشا که مال رعیت خورد،گداست

 

بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن 

تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

 

"پروین"،به کجروان،سخن از راست چه سود؟ 

کو آنچنان که کسی نرنجد ز حرف راست؟

 

 

 www.zaker110.ir